swail

[ایالات متحده]/sweɪl/
[بریتانیا]/sweɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوزاندن یا سوختن؛ ذوب کردن
n. یک جنگل سطحی یا تالاب مرجی
شکل‌های واژه
جمعswails

عبارات و ترکیب‌ها

swails away

پرتوان از راه رفتن

swailing past

پرتوان گذشتن

swail through

پرتوان از طریق عبور

wind swails

باد پرتوان

swail around

پرتوان دور زدن

swails gently

پرتوان به آرامی

swail off

پرتوان از راه رفتن

swails in

پرتوان وارد شدن

swail across

پرتوان از طول عبور

swails down

پرتوان به پایین رفتن

جملات نمونه

the heavy rain caused the river to swail rapidly.

باران سنگین باعث شد رودخانه سریعاً لرزد.

we watched the fire swail through the dry forest.

ما دیدیم که آتش از جنگل خشک عبور کرد.

emotions began to swail as the debate intensified.

همیشگی با افزایش گفت و گو شروع به لرزیدن کرد.

the fabric will swail slightly when you wash it.

به‌روی بافت وقتی شسته می‌شود کمی لرزیدن می‌کند.

low-hanging clouds began to swail across the moonlit sky.

ابرها کم‌ارتفاع شروع به لرزیدن در آسمان روشن ماه شدند.

the strong winds made the wheat fields swail beautifully.

بادهای قوی باعث شدند که مزارع گندم زیبایا لرزند.

voices swail in the distance, echoing through the valley.

صداها در فاصله‌ی دور لرزیدند و از طریق وادی تکرار می‌شدند.

a gentle breeze caused the sheer curtains to swail.

باد نرم باعث شد پرده‌های نازک لرزند.

he let his grief swail through his poignant poetry.

او اجازه داد اندوهش از طریق شعر دردآورش لرزد.

the storm caused the small boat to swail dangerously.

بیابانه باعث شد که قایق کوچک خطرناکا لرزد.

we could smell smoke swail from the chimney.

ما می‌توانستیم بوی دود را که از کوره لرزید، بگیریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید