swinge

[ایالات متحده]/swɪndʒ/
[بریتانیا]/swɪndʒ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. زدن یا شلاق زدن; سوزاندن یا سوختن
Word Forms
زمان گذشتهswinged
قسمت سوم فعلswinged
جمعswinges
شکل سوم شخص مفردswinges
صفت یا فعل حال استمراریswingeing

عبارات و ترکیب‌ها

swinge the door

باز کردن در

swinge around

چرخیدن

swinge the bat

بات را به حرکت درآوردن

swinge high

بالا رفتن

swinge low

پایین رفتن

swinge fast

سریع به حرکت درآوردن

swinge wide

گسترده به حرکت درآوردن

swinge hard

سخت به حرکت درآوردن

swinge gently

به آرامی به حرکت درآوردن

swinge back

به عقب به حرکت درآوردن

جملات نمونه

he felt a sudden swinge of pain in his back.

او یک ضربه ناگهانی درد در ناحیه پشتی خود احساس کرد.

the swinge of the wind made the trees sway.

وزش باد باعث چرخیدن درختان شد.

she couldn't help but swinge at the harsh criticism.

او نتوانست از انتقادات تند چشم پوشی کند.

after the swinge of the storm, the sun came out.

پس از پایان طوفان، خورشید بیرون آمد.

he gave a swinge of his arm to emphasize his point.

او برای تاکید بر حرفش، دست خود را به حرکت درآورد.

the swinge of excitement was palpable in the crowd.

هیجان در میان جمعیت به وضوح مشهود بود.

she felt a swinge of jealousy when she saw them together.

وقتی آنها را در کنار هم دید، حسودی به او دست داد.

he experienced a swinge of regret after making that decision.

پس از اتخاذ آن تصمیم، او حسرت را تجربه کرد.

the swinge of the pendulum was mesmerizing.

حرکت ساعت آویزانه مسحور کننده بود.

she could hear the swinge of the door as it opened.

او می توانست صدای باز شدن در را بشنود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید