symmetrized matrix
ماتریس متقارن
symmetrized function
تابع متقارن
symmetrized form
فرم متقارن
symmetrized operator
عملگر متقارن
symmetrized equation
معادله متقارن
symmetrized distribution
توزیع متقارن
symmetrized model
مدل متقارن
symmetrized data
دادههای متقارن
symmetrized approach
رویکرد متقارن
symmetrized version
نسخه متقارن
the data was symmetrized to improve analysis accuracy.
دادهها برای بهبود دقت تحلیل، متقارنسازی شدند.
in mathematics, we often symmetrized equations for simplicity.
در ریاضیات، ما اغلب معادلات را برای سادگی متقارن میکردیم.
the symmetrized model provided better predictions.
مدل متقارنسازی شده پیشبینیهای بهتری ارائه داد.
researchers symmetrized the results to ensure consistency.
محققان نتایج را برای اطمینان از سازگاری متقارن کردند.
symmetrized algorithms can enhance computational efficiency.
الگوریتمهای متقارنسازی شده میتوانند کارایی محاسباتی را افزایش دهند.
the symmetrized version of the graph revealed hidden patterns.
نسخه متقارنسازی شده نمودار الگوهای پنهان را آشکار کرد.
they symmetrized the design for aesthetic balance.
آنها طرح را برای ایجاد تعادل زیباییشناختی متقارن کردند.
symmetrized data helps in reducing bias in results.
دادههای متقارنسازی شده به کاهش سوگیری در نتایج کمک میکند.
the symmetrized approach was favored in the study.
رویکرد متقارنسازی شده در این مطالعه مورد ترجیح قرار گرفت.
symmetrized figures can make presentations more effective.
تصاویر متقارنسازی شده میتوانند ارائه را موثرتر کنند.
symmetrized matrix
ماتریس متقارن
symmetrized function
تابع متقارن
symmetrized form
فرم متقارن
symmetrized operator
عملگر متقارن
symmetrized equation
معادله متقارن
symmetrized distribution
توزیع متقارن
symmetrized model
مدل متقارن
symmetrized data
دادههای متقارن
symmetrized approach
رویکرد متقارن
symmetrized version
نسخه متقارن
the data was symmetrized to improve analysis accuracy.
دادهها برای بهبود دقت تحلیل، متقارنسازی شدند.
in mathematics, we often symmetrized equations for simplicity.
در ریاضیات، ما اغلب معادلات را برای سادگی متقارن میکردیم.
the symmetrized model provided better predictions.
مدل متقارنسازی شده پیشبینیهای بهتری ارائه داد.
researchers symmetrized the results to ensure consistency.
محققان نتایج را برای اطمینان از سازگاری متقارن کردند.
symmetrized algorithms can enhance computational efficiency.
الگوریتمهای متقارنسازی شده میتوانند کارایی محاسباتی را افزایش دهند.
the symmetrized version of the graph revealed hidden patterns.
نسخه متقارنسازی شده نمودار الگوهای پنهان را آشکار کرد.
they symmetrized the design for aesthetic balance.
آنها طرح را برای ایجاد تعادل زیباییشناختی متقارن کردند.
symmetrized data helps in reducing bias in results.
دادههای متقارنسازی شده به کاهش سوگیری در نتایج کمک میکند.
the symmetrized approach was favored in the study.
رویکرد متقارنسازی شده در این مطالعه مورد ترجیح قرار گرفت.
symmetrized figures can make presentations more effective.
تصاویر متقارنسازی شده میتوانند ارائه را موثرتر کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید