synonymousness

[ایالات متحده]/sɪˈnɒnɪməsnəs/
[بریتانیا]/sɪˈnɑːnɪməsnəs/

ترجمه

n. کیفیتی یا حالتی بودن مترادف
Word Forms

جملات نمونه

the synonymousness of these two terms is often overlooked by students.

گاهی اوقات دانشجویان ارتباط هم‌معنایی این دو واژه را نادیده می‌گیرند.

we examined the synonymousness between "happy" and "joyful" in our study.

ما ارتباط هم‌معنایی بین "خوشحال" و "شاد" را در مطالعه خود بررسی کردیم.

the synonymousness of these synonyms varies depending on context.

ارتباط هم‌معنایی این مترادف‌ها بسته به متن متفاوت است.

linguists often debate the synonymousness of near-synonyms.

زبان‌شناسان اغلب در مورد ارتباط هم‌معنایی مترادف‌های نزدیک بحث می‌کنند.

the synonymousness of these words allows for flexible expression.

ارتباط هم‌معنایی این واژه‌ها امکان بیان انعطاف‌پذیر را فراهم می‌کند.

understanding synonymousness is crucial for precise writing.

درک ارتباط هم‌معنایی برای نوشتن دقیق بسیار مهم است.

there is a degree of synonymousness between these technical terms.

درجه‌ای از ارتباط هم‌معنایی بین این اصطلاحات فنی وجود دارد.

the synonymousness of "begin" and "start" is well-established.

ارتباط هم‌معنایی بین "شروع کردن" و "آغاز کردن" به خوبی تثبیت شده است.

these phrases have complete synonymousness in formal writing.

این عبارات در نگارش رسمی ارتباط هم‌معنایی کاملی دارند.

the synonymousness of these idioms depends on regional usage.

ارتباط هم‌معنایی این ضرب‌المثل‌ها به استفاده منطقه‌ای بستگی دارد.

teachers should emphasize the synonymousness of common word pairs.

معلمان باید بر ارتباط هم‌معنایی زوج‌های واژه‌ای رایج تاکید کنند.

the synonymousness between these terms is not absolute.

ارتباط هم‌معنایی بین این اصطلاحات مطلق نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید