taf

[ایالات متحده]/tæf/
[بریتانیا]/tæf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. پیش‌بینی فرودگاهی؛ فloccul‌های توکسید-آنتی توکسید
n. آزوتو باکتری ترموماست.
شکل‌های واژه
جمعtafs

عبارات و ترکیب‌ها

taft administration

اداره تافت

president taft

رئیس تافت

taft era

دوره تافت

judge taft

دیوان تافت

taft court

دیوان تافت

chief justice taft

رئیس دیوان تافت

taft appointment

نامه تافت

taft nominee

نامزد تافت

taft legacy

میراث تافت

william howard taft

ویلیام هوارد تافت

جملات نمونه

the government announced a new tax reform policy.

دولت یک سیاست جدید اصلاح مالیاتی اعلام کرد.

small businesses struggle with high tax rates.

کسب و کارهای کوچک با نرخ‌های مالیاتی بالا می‌جنگند.

you need to file your tax return before april.

شما باید مالیات خود را قبل از آوریل ارائه دهید.

the tax collector visited the shop yesterday.

جمع‌کننده مالیات دیروز به فروشگاه آمد.

tax evasion is a serious criminal offense.

فرار از پرداخت مالیات یک جرم جدی است.

sales tax varies from state to state.

مالیات فروش از استان به استان متفاوت است.

they deducted the tax from my salary.

آنها مالیات را از حقوق من کسر کردند.

property tax increases every year.

مالیات املاک هر سال افزایش می‌یابد.

the tax deadline is approaching quickly.

مهلت مالیات به سرعت نزدیک می‌شود.

business taxes are due next month.

مالیات کسب و کار در ماه آینده قابل پرداخت است.

she hired an accountant to handle her taxes.

او یک حسابدار را برای مدیریت مالیات‌هایش استخدام کرد.

the tax system needs comprehensive reform.

سیستم مالیاتی نیاز به اصلاح جامع دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید