takeback

[ایالات متحده]/ˈteɪkbæk/
[بریتانیا]/ˈteɪkbæk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بازگرداندن چیزی که گفته، انجام داده یا داده شده است؛ قبول کردن اینکه اشتباه بوده‌اید؛ عمل لغو یا باطل کردن چیزی؛ عمل بازپس دادن یا بازگشت به دستکشی چیزی؛ عمل بازگرداندن چیزی به جای یا مالک اصلی آن.
شکل‌های واژه
جمعtakebacks

عبارات و ترکیب‌ها

takeback offer

پیشنهاد بازگشت

takeback policy

سیاست بازگشت

takeback scheme

طرح بازگشت

takeback request

درخواست بازگشت

takeback provision

ماده بازگشت

takeback option

گزینه بازگشت

takeback agreement

همکاری بازگشت

takeback right

حق بازگشت

takeback mechanism

مکانیزم بازگشت

takeback arrangement

برنامه‌ریزی بازگشت

جملات نمونه

i want to take back what i said during our argument yesterday.

می‌خواهم آنچه در مورد اختلاف ما دیروز گفتم را بازگردانم.

the company decided to take back all defective products from stores nationwide.

شرکت تصمیم گرفت تمام محصولات معیوب را از فروشگاه‌های سراسر کشور بازگرداند.

after thinking about it, i realized i should take back my apology.

پس از فکر کردن، متوجه شدم که باید عذرخواهی خود را بازگردانم.

the army successfully took back the occupied territory from the invaders.

نیروی مسلح موفق شد زمینه‌های اشغال شده را از متجاوزان بازگرداند.

she tried to take back her harsh words, but the damage was already done.

او سعی کرد کلمات سخت‌گویی خود را بازگرداند، اما آسیب قبلاً انجام شده بود.

the store policy allows customers to take back items within thirty days.

سیاست فروشگاه اجازه می‌دهد که مشتریان در مدت سی روز محصولات را بازگردانند.

he wanted to take back control of his own life after years of struggle.

او می‌خواست پس از سال‌ها مبارزه کنترل زندگی خود را بازگرداند.

the champion is determined to take back his title at the next tournament.

شampion قصد دارد در مسابقه بعدی عنوان خود را بازگرداند.

they demanded to take back the rights that had been illegally taken from them.

آن‌ها خواستار بازگرداندن حقوقی بودند که از آن‌ها غیرقانونی گرفته شده بود.

she couldn't take back the memories that haunted her every night.

او نتوانست یادآوری‌هایی که هر شب او را درد می‌زدند را بازگرداند.

the politician had to take back his controversial statements after public backlash.

سیاستمدار مجبور شد پس از واکنش عمومی، بیانیه‌های متناقض خود را بازگرداند.

they fought bravely to take back their homeland from foreign occupation.

آن‌ها شجاعانه برای بازگرداندن کشور خود از اشغال خارجی مبارزه کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید