taxied

[ایالات متحده]/ˈtæksid/
[بریتانیا]/ˈtæksid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تاکسی
vi. با تاکسی سفر کردن؛ بر روی زمین حرکت کردن (مانند یک هواپیما)
vt. باعث حرکت بر روی زمین شدن؛ حمل و نقل با تاکسی

عبارات و ترکیب‌ها

taxied down

به سمت پایین رفت

taxied away

دور شد

taxied out

بیرون رفت

taxied in

وارد شد

taxied back

عقب رفت

taxied slowly

به آرامی رفت

taxied quickly

به سرعت رفت

taxied to runway

به سمت باند رفت

taxied for departure

برای خروج رفت

taxied on tarmac

روی پیاده‌رو رفت

جملات نمونه

the plane taxied down the runway before taking off.

هواپیما قبل از برخاستن در مسیر باند به آرامی حرکت کرد.

after landing, the aircraft taxied to the gate.

پس از فرود، هواپیما به سمت دروازه رفت.

we taxied to the terminal after a long flight.

پس از یک پرواز طولانی، ما به سمت ترمینال رفتیم.

the taxi taxied slowly through the busy streets.

تاکسی به آرامی در خیابان‌های شلوغ حرکت کرد.

once we taxied to our position, the pilot announced our arrival.

وقتی به موقعیت خود رسیدیم، خلبان ورود ما را اعلام کرد.

the jet taxied in preparation for takeoff.

جت برای برخاستن به سمت باند رفت.

as we taxied, i could see the airport from my window.

همانطور که حرکت می‌کردیم، می‌توانستم فرودگاه را از پنجره‌ام ببینم.

they taxied around the airport before finding their gate.

آنها قبل از پیدا کردن دروازه خود، در اطراف فرودگاه حرکت کردند.

the pilot taxied the plane expertly to the hangar.

خلبان به طور ماهرانه هواپیما را به سمت آشیانه برد.

after the flight, we taxied to the parking area.

پس از پرواز، ما به سمت محل پارک رفتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید