teacupful

[ایالات متحده]/ˈtiːkʌpfʊl/
[بریتانیا]/ˈtiːkʌpˌfʊl/

ترجمه

n. مقداری که یک فنجان چای را پر می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

teacupful of sugar

یک فنجان پر شکر

teacupful of tea

یک فنجان چای

teacupful of milk

یک فنجان شیر

teacupful of water

یک فنجان آب

teacupful of honey

یک فنجان عسل

teacupful of cream

یک فنجان خامه

teacupful of broth

یک فنجان آبگوشت

teacupful of spices

یک فنجان ادویه

teacupful of rice

یک فنجان برنج

teacupful of flour

یک فنجان آرد

جملات نمونه

she poured a teacupful of tea for her guest.

او یک فنجان چای برای مهمانش ریخت.

he added a teacupful of sugar to the recipe.

او یک فنجان شکر به دستور غذا اضافه کرد.

we need a teacupful of water to complete the dish.

برای تکمیل غذا به یک فنجان آب نیاز داریم.

she drank a teacupful of herbal tea before bed.

او قبل از خواب یک فنجان چای گیاهی نوشید.

he measured a teacupful of flour for the cake.

او مقدار یک فنجان آرد برای کیک اندازه گرفت.

they served a teacupful of soup as an appetizer.

آنها سوپ را به عنوان پیش غذا سرو کردند.

she enjoys a teacupful of coffee every morning.

او هر روز صبح از یک فنجان قهوه لذت می برد.

he filled the teacupful with fresh lemonade.

او فنجان را با لیموناد تازه پر کرد.

just a teacupful of patience is needed.

فقط به یک فنجان صبر نیاز است.

she added a teacupful of rice to the pot.

او یک فنجان برنج به قابلمه اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید