temor

[ایالات متحده]/ˈtiːmɔː/
[بریتانیا]/ˈtiːmɔːr/

ترجمه

n. واژه‌ای به ریشه اسپانیایی به معنای ترس یا وحشت؛ انگلیسی استاندارد نیست

عبارات و ترکیب‌ها

temor whispers

تیمور گویش می‌کند

temor lurks

تیمور پنهان می‌ماند

temor breathes

تیمور نفس می‌کشد

temor grows

تیمور رشد می‌کند

temor fades

تیمور کاهش می‌یابد

temor seizes

تیمور می‌گیرد

temor grips

تیمور محکم می‌گیرد

temor surrounds

تیمور اطراف می‌شود

inner temor

تیمور داخلی

temor fills

تیمور پر می‌شود

جملات نمونه

she felt a deep temor when walking alone at night through the empty streets.

او در هنگام پیاده روی به تنهایی در شب از طریق خیابان‌های خالی احساس ترس عمیقی کرد.

the children's temor of the dark was so intense they needed a nightlight to sleep.

ترس کودکان از تاریکی به حدی شدید بود که نیاز به یک نور شب برای خوابیدن داشتند.

he overcame his temor of public speaking after taking an intensive communication course.

او پس از گذراندن دوره‌ای ارتباطات شدید، ترس خود از سخنرانی عمومی را غلبه کرد.

the soldier faced enemy fire without any temor, showing incredible courage under pressure.

سرباز در برابر آتش دشمن بدون هر گونه ترسی قرار گرفت، نشان دادن جرأت ناب توانایی در زمان فشار.

there was a general temerario feeling among the young climbers attempting the dangerous route.

در میان کوهنوردان جوانی که مسیر خطرناک را تلاش می‌کردند، احساسی عمومی از جرات وجود داشت.

the community expressed deep temor about the proposed construction project near their homes.

جامعه در مورد پروژه ساخت و ساز پیشنهادی نزدیک خانه‌هایشان احساس ترس عمیقی نشان داد.

my greatest temor is losing my job during these uncertain economic times.

بزرگترین ترس من در این زمان‌های اقتصادی ناپایدار از از دست دادن شغل من است.

the victims spoke with evident temor when recounting their terrifying experience to the police.

بازپس‌گیری‌ها با ترس واضحی در زمان گزارش تجربه مخيف خود به پلیس صحبت کردند.

her constant temeridad in making risky investments eventually led to financial ruin.

پرخطر بودن مداوم او در سرمایه گذاری‌های خطرناک در نهایت به ورشکستگی مالی منجر شد.

the students viewed their demanding professor with a mixture of respect and temor.

دانشجویان به استاد خود که خواسته‌های زیادی داشت، با ترکیبی از احترام و ترس نگاه کردند.

without temerario thoughts, she carefully evaluated all options before making her decision.

بدون فکر جرات‌آمیز، او قبل از اتخاذ تصمیم خود تمام گزینه‌ها را با دقت ارزیابی کرد.

his temerarious behavior on the mountain trail nearly caused a serious accident.

رفتارش در مسیر کوه‌های جرات‌آمیز به یک حادثه جدی نزدیک شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید