tenir

[ایالات متحده]/təniʁ/
[بریتانیا]/tənɪr/

ترجمه

v. گرفتن؛ در دست داشتن؛ حفظ کردن

جملات نمونه

she held her child's hand while crossing the busy street.

او در حالی که از خیابان شلوغ عبور می‌کرد، دست فرزندش را در دست گرفت.

he always keeps his promises, which is why everyone trusts him.

او همیشه به وعده‌هایش عمل می‌کند، به همین دلیل همه به او اعتماد دارند.

please keep me informed about any updates regarding the project.

لطفاً در مورد هرگونه به‌روزرسانی مربوط به پروژه، من را در جریان بگذارید.

the warm blanket held the baby cozy throughout the night.

ملحفه گرم، کودک را در طول شب گرم و راحت نگه داشت.

the soldiers held their ground despite the enemy attacks.

سربازان با وجود حملات دشمن، مواضع خود را حفظ کردند.

i hold you dear in my heart, even from afar.

حتی از راه دور هم شما را گرامی می‌دارم.

we need to take weather conditions into account when planning the picnic.

ما باید شرایط آب و هوایی را در هنگام برنامه ریزی پیک نیک در نظر بگیریم.

she managed to hold it together during the difficult interview.

او توانست در طول مصاحبه دشوار، خود را کنترل کند.

this old house has held many secrets over the centuries.

این خانه قدیمی در طول قرن‌ها رازهای زیادی را در خود پنهان کرده است.

the police held the suspect in custody for questioning.

پلیس مظنون را برای بازجویی در بازداشت نگه داشت.

he refused to hold the mistake against his colleague.

او از این که اشتباه را در مورد همکارش نگه دارد، امتناع کرد.

the teacher held a meeting with the parents yesterday.

معلم دیروز جلسه‌ای با والدین برگزار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید