thermoforms

[ایالات متحده]/ˈθɜːməʊfɔːm/
[بریتانیا]/ˈθɜrmoʊfɔrm/

ترجمه

n. فرایند شکل‌دهی به مواد مانند پلاستیک‌ها از طریق گرمایش

عبارات و ترکیب‌ها

thermoform process

فرآیند ترموفورمینگ

thermoform material

مواد ترموفورمینگ

thermoform sheet

ورق ترموفورمینگ

thermoform machine

دستگاه ترموفورمینگ

thermoform technique

تکنیک ترموفورمینگ

thermoform design

طراحی ترموفورمینگ

thermoform application

کاربرد ترموفورمینگ

thermoform industry

صنعت ترموفورمینگ

thermoform tooling

ابزارآلات ترموفورمینگ

thermoform component

قطعه ترموفورمینگ

جملات نمونه

the factory uses a machine to thermoform plastic sheets.

کارخانه از ماشینی برای ترموفورمینگ ورقه‌های پلاستیکی استفاده می‌کند.

we need to thermoform the material to fit the mold.

ما نیاز داریم ماده را ترموفورمینگ کنیم تا با قالب مطابقت داشته باشد.

thermoforming is a popular method in packaging design.

ترموفرمینگ یک روش محبوب در طراحی بسته‌بندی است.

it is essential to control the temperature when thermoforming.

کنترل دما در هنگام ترموفورمینگ ضروری است.

they decided to thermoform the product for better durability.

آنها تصمیم گرفتند محصول را برای افزایش دوام ترموفورمینگ کنند.

many companies specialize in thermoforming custom parts.

شرکت‌های زیادی در زمینه ترموفورمینگ قطعات سفارشی تخصص دارند.

thermoform techniques can reduce material waste significantly.

تکنیک‌های ترموفورمینگ می‌توانند ضایعات مواد را به طور قابل توجهی کاهش دهند.

we will thermoform the components to ensure a perfect fit.

ما قطعات را ترموفورمینگ خواهیم کرد تا از تناسب کامل اطمینان حاصل کنیم.

understanding the thermoforming process is crucial for engineers.

درک فرآیند ترموفورمینگ برای مهندسان بسیار مهم است.

they demonstrated how to thermoform using different materials.

آنها نحوه ترموفورمینگ با استفاده از مواد مختلف را نشان دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید