thimblerig game
بازی دستکاس
thimblerig trick
ترفند دستکاس
thimblerig artist
هنرمند دستکاس
thimblerig scam
کلاهبرداری دستکاس
thimblerig con
تقلب دستکاس
thimblerig act
اجرای دستکاس
thimblerig master
استاد دستکاس
thimblerig gamekeeper
نگهبان بازی دستکاس
thimblerig player
بازیکن دستکاس
thimblerig setup
چیدمان دستکاس
he tried to thimblerig the audience with his sleight of hand.
او سعی کرد با مهارت دستش مخاطبان را فریب دهد.
don't let him thimblerig you; he has a history of scams.
نذارید او شما را فریب دهد؛ او سابقه کلاهبرداری دارد.
she was skilled at thimblerig, making it hard to catch her tricks.
او در فریب دادن مهارت داشت و تشخیص حقه هایش را دشوار می کرد.
the magician's thimblerig left everyone wondering where the ball went.
فریب جادوگر باعث شد همه از این که توپ کجا رفته بود، متحیر شوند.
thimblerigging is often associated with street performers.
فریب دادن اغلب با هنرمندان خیابانی مرتبط است.
he used thimblerig as a way to entertain the crowd.
او از فریب دادن به عنوان راهی برای سرگرمی جمعیت استفاده کرد.
many people fell for his thimblerig, losing their money.
بسیاری از مردم به دام فریب او افتادند و پول خود را از دست دادند.
the thimblerig game seemed innocent until someone lost big.
بازی فریب در ابتدا بی ضرر به نظر می رسید تا زمانی که کسی مقدار زیادی را باخت.
it's important to recognize when someone is thimblerigging you.
مهم است که تشخیص دهید چه زمانی کسی در حال فریب دادن شماست.
his thimblerigging skills amazed everyone at the party.
مهارت او در فریب دادن همه را در مهمانی شگفت زده کرد.
thimblerig game
بازی دستکاس
thimblerig trick
ترفند دستکاس
thimblerig artist
هنرمند دستکاس
thimblerig scam
کلاهبرداری دستکاس
thimblerig con
تقلب دستکاس
thimblerig act
اجرای دستکاس
thimblerig master
استاد دستکاس
thimblerig gamekeeper
نگهبان بازی دستکاس
thimblerig player
بازیکن دستکاس
thimblerig setup
چیدمان دستکاس
he tried to thimblerig the audience with his sleight of hand.
او سعی کرد با مهارت دستش مخاطبان را فریب دهد.
don't let him thimblerig you; he has a history of scams.
نذارید او شما را فریب دهد؛ او سابقه کلاهبرداری دارد.
she was skilled at thimblerig, making it hard to catch her tricks.
او در فریب دادن مهارت داشت و تشخیص حقه هایش را دشوار می کرد.
the magician's thimblerig left everyone wondering where the ball went.
فریب جادوگر باعث شد همه از این که توپ کجا رفته بود، متحیر شوند.
thimblerigging is often associated with street performers.
فریب دادن اغلب با هنرمندان خیابانی مرتبط است.
he used thimblerig as a way to entertain the crowd.
او از فریب دادن به عنوان راهی برای سرگرمی جمعیت استفاده کرد.
many people fell for his thimblerig, losing their money.
بسیاری از مردم به دام فریب او افتادند و پول خود را از دست دادند.
the thimblerig game seemed innocent until someone lost big.
بازی فریب در ابتدا بی ضرر به نظر می رسید تا زمانی که کسی مقدار زیادی را باخت.
it's important to recognize when someone is thimblerigging you.
مهم است که تشخیص دهید چه زمانی کسی در حال فریب دادن شماست.
his thimblerigging skills amazed everyone at the party.
مهارت او در فریب دادن همه را در مهمانی شگفت زده کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید