thirty-nine

[ایالات متحده]/ˈθɜː.ti ˈnaɪn/
[بریتانیا]/ˈθɜr.ti ˈnaɪn/

ترجمه

num. عدد مرتبه معادل 39؛ یک واحد بیشتر از سی و هشت و یک واحد کمتر از چهل.

عبارات و ترکیب‌ها

thirty-nine years

سی و نه سال

thirty-nine dollars

سی و نه دلار

at thirty-nine

در سی و نه

thirty-nine degrees

سی و نه درجه

thirty-nine times

سی و نه بار

thirty-nine people

سی و نه نفر

thirty-nine minutes

سی و نه دقیقه

was thirty-nine

سی و نه بود

thirty-nine percent

سی و نه درصد

thirty-nine books

سی و نه کتاب

جملات نمونه

she turned thirty-nine last week and celebrated with friends.

او هفته گذشته سی و نه ساله شد و با دوستانش جشن گرفت.

the temperature reached thirty-nine degrees celsius today.

دمای هوا امروز به سی و نه درجه سانتیگراد رسید.

he has thirty-nine years of experience in the field.

او سی و نه سال تجربه در این زمینه دارد.

there were thirty-nine participants in the workshop.

سی و نه شرکت کننده در کارگاه وجود داشت.

the bus number is thirty-nine, heading downtown.

شماره اتوبوس سی و نه است و به سمت مرکز شهر می رود.

my lucky number has always been thirty-nine.

عدد شانس من همیشه سی و نه بوده است.

the project deadline is in thirty-nine days.

مهلت پروژه در سی و نه روز آینده است.

she wore a dress with thirty-nine sequins.

او لباسی با سی و نه مهره داشت.

he completed thirty-nine levels of the game.

او سی و نه مرحله از بازی را به اتمام رساند.

the building has thirty-nine floors.

ساختمان سی و نه طبقه دارد.

they donated thirty-nine dollars to the charity.

آنها سی و نه دلار به خیریه اهدا کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید