threadiness

[ایالات متحده]/ˈθrɛd.i.nəs/
[بریتانیا]/ˈθrɛd.i.nəs/

ترجمه

n. کیفیت رشته‌مانند بودن

عبارات و ترکیب‌ها

high threadiness

الخيوط زیاد

low threadiness

الخيوط کم

threadiness issue

مشکل نخ‌شدگی

excessive threadiness

نخ‌شدگی بیش از حد

threadiness control

کنترل نخ‌شدگی

threadiness measurement

اندازه‌گیری نخ‌شدگی

threadiness reduction

کاهش نخ‌شدگی

threadiness analysis

تجزیه و تحلیل نخ‌شدگی

threadiness testing

آزمایش نخ‌شدگی

threadiness evaluation

ارزیابی نخ‌شدگی

جملات نمونه

the threadiness of the fabric made it difficult to sew.

ناهمواری پارچه دوختن آن را دشوار می‌کرد.

she complained about the threadiness in her new sweater.

او در مورد ناهمواری در ژاکت جدیدش شکایت کرد.

the threadiness of the sauce was not appealing.

ناهمواری سس چندان جذاب نبود.

threadiness can indicate a lack of quality in textiles.

ناهمواری می‌تواند نشان‌دهنده کمبود کیفیت در منسوجات باشد.

he noticed the threadiness in the knitting pattern.

او ناهمواری را در الگوی بافت متوجه شد.

threadiness often occurs when the yarn is too thin.

ناهمواری اغلب زمانی رخ می‌دهد که نخ بیش از حد نازک باشد.

the threadiness of the document made it hard to read.

ناهمواری سند خواندن آن را دشوار می‌کرد.

she tried to fix the threadiness of her dress.

او سعی کرد ناهمواری لباسش را برطرف کند.

threadiness in paint can ruin the finish.

ناهمواری در رنگ می‌تواند نمای نهایی را خراب کند.

he was concerned about the threadiness in the upholstery.

او در مورد ناهمواری در روکش نگران بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید