tinders

[ایالات متحده]/ˈtɪndə(r)/
[بریتانیا]/ˈtɪndər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آتش‌زا; یک ماده قابل اشتعال.

جملات نمونه

Be careful what you say to Mr Smith, for he is like tinder.

در مورد آنچه به آقای اسمیت می‌گویید مراقب باشید، زیرا او مانند باروت است.

Results It showed the changes of field potentials and neural firing rates in hippocampal CA1 region tinder anesthetization of Pentobarbital sodium and Urethane respectively.

نتایج نشان داد تغییرات پتانسیل‌های ناحیه‌ای و نرخ‌های شلیک عصبی در ناحیه CA1 هیپوکامپ در اثر بیهوشی پنتاباربیтал سدیم و اوراتان به ترتیب.

He swiped right on Tinder.

او در تندر به راست کشید.

She found her boyfriend on Tinder.

او دوست پسرش را در تندر پیدا کرد.

They met through a Tinder date.

آنها از طریق یک قرار تندر با هم آشنا شدند.

Many people use Tinder for dating.

بسیاری از مردم از تندر برای دوستیابی استفاده می کنند.

Tinder is a popular dating app.

تندر یک برنامه دوستیابی محبوب است.

They matched on Tinder.

آنها در تندر با هم تطابق کردند.

Tinder profiles can be misleading.

پروفایل های تندر می توانند گمراه کننده باشند.

She's chatting with someone on Tinder.

او با کسی در تندر گپ می زند.

He's going on a Tinder date tonight.

او امشب قرار تندر دارد.

Swipe left or right on Tinder to choose.

برای انتخاب، چپ یا راست در تندر بکشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید