tirades

[ایالات متحده]/taɪˈreɪdz/
[بریتانیا]/taɪˈreɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سخنرانی‌ها یا انتقادات طولانی و خشمگین

عبارات و ترکیب‌ها

angry tirades

تیره‌های خشمگین

political tirades

تیره‌های سیاسی

emotional tirades

تیره‌های احساسی

verbal tirades

تیره‌های کلامی

public tirades

تیره‌های عمومی

hilarious tirades

تیره‌های خنده‌دار

frustrated tirades

تیره‌های ناامیدانه

lengthy tirades

تیره‌های طولانی

passionate tirades

تیره‌های پرشور

futile tirades

تیره‌های بی‌نتیجه

جملات نمونه

he expressed his frustration through long tirades.

او ناامیدی خود را از طریق مبالغه‌های طولانی بیان کرد.

her tirades against the unfair system were powerful.

مبالغه‌های او علیه سیستم ناعادلانه قدرتمند بود.

after the meeting, he launched into a tirade about the new policy.

پس از جلسه، او با یک مبالغه طولانی در مورد سیاست جدید شروع کرد.

the politician's tirades often captured media attention.

مبالغه‌های سیاستمدار اغلب توجه رسانه ها را به خود جلب می کرد.

she went on a tirade about the lack of support for education.

او در مورد فقدان حمایت از آموزش، مبالغه ای طولانی کرد.

his tirades were filled with passion and anger.

مبالغه‌های او پر از شور و خشم بود.

they often found themselves caught in his tirades.

آنها اغلب خود را درگیر مبالغه های او می یافتند.

the teacher's tirades about homework were legendary.

مبالغه های معلم در مورد تکالیف افسانه ای بود.

during the debate, his tirades were particularly memorable.

در طول بحث، مبالغه های او به خصوص به یاد ماندنی بود.

her tirades often led to heated discussions.

مبالغه های او اغلب منجر به بحث های داغ می شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید