angry tirades
تیرههای خشمگین
political tirades
تیرههای سیاسی
emotional tirades
تیرههای احساسی
verbal tirades
تیرههای کلامی
public tirades
تیرههای عمومی
hilarious tirades
تیرههای خندهدار
frustrated tirades
تیرههای ناامیدانه
lengthy tirades
تیرههای طولانی
passionate tirades
تیرههای پرشور
futile tirades
تیرههای بینتیجه
he expressed his frustration through long tirades.
او ناامیدی خود را از طریق مبالغههای طولانی بیان کرد.
her tirades against the unfair system were powerful.
مبالغههای او علیه سیستم ناعادلانه قدرتمند بود.
after the meeting, he launched into a tirade about the new policy.
پس از جلسه، او با یک مبالغه طولانی در مورد سیاست جدید شروع کرد.
the politician's tirades often captured media attention.
مبالغههای سیاستمدار اغلب توجه رسانه ها را به خود جلب می کرد.
she went on a tirade about the lack of support for education.
او در مورد فقدان حمایت از آموزش، مبالغه ای طولانی کرد.
his tirades were filled with passion and anger.
مبالغههای او پر از شور و خشم بود.
they often found themselves caught in his tirades.
آنها اغلب خود را درگیر مبالغه های او می یافتند.
the teacher's tirades about homework were legendary.
مبالغه های معلم در مورد تکالیف افسانه ای بود.
during the debate, his tirades were particularly memorable.
در طول بحث، مبالغه های او به خصوص به یاد ماندنی بود.
her tirades often led to heated discussions.
مبالغه های او اغلب منجر به بحث های داغ می شد.
angry tirades
تیرههای خشمگین
political tirades
تیرههای سیاسی
emotional tirades
تیرههای احساسی
verbal tirades
تیرههای کلامی
public tirades
تیرههای عمومی
hilarious tirades
تیرههای خندهدار
frustrated tirades
تیرههای ناامیدانه
lengthy tirades
تیرههای طولانی
passionate tirades
تیرههای پرشور
futile tirades
تیرههای بینتیجه
he expressed his frustration through long tirades.
او ناامیدی خود را از طریق مبالغههای طولانی بیان کرد.
her tirades against the unfair system were powerful.
مبالغههای او علیه سیستم ناعادلانه قدرتمند بود.
after the meeting, he launched into a tirade about the new policy.
پس از جلسه، او با یک مبالغه طولانی در مورد سیاست جدید شروع کرد.
the politician's tirades often captured media attention.
مبالغههای سیاستمدار اغلب توجه رسانه ها را به خود جلب می کرد.
she went on a tirade about the lack of support for education.
او در مورد فقدان حمایت از آموزش، مبالغه ای طولانی کرد.
his tirades were filled with passion and anger.
مبالغههای او پر از شور و خشم بود.
they often found themselves caught in his tirades.
آنها اغلب خود را درگیر مبالغه های او می یافتند.
the teacher's tirades about homework were legendary.
مبالغه های معلم در مورد تکالیف افسانه ای بود.
during the debate, his tirades were particularly memorable.
در طول بحث، مبالغه های او به خصوص به یاد ماندنی بود.
her tirades often led to heated discussions.
مبالغه های او اغلب منجر به بحث های داغ می شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید