topgallant

[ایالات متحده]/tɒpˈɡæl.ənt/
[بریتانیا]/tɑpˈɡæl.ənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بادبان قرار داده شده بالای بادبان مربعی بالایی; قسمت بالایی یک دکل
adj. مربوط به بادبان بالایی یا بالاترین نقطه; بهترین یا عالی‌ترین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

topgallant sail

بادبان بالایی

topgallant mast

چراغ بالایی

topgallant yard

یارد بالایی

topgallant flag

پرچم بالایی

topgallant rigging

سلسله بالایی

topgallant breeze

نسیم بالایی

topgallant deck

عرشه بالایی

topgallant crew

خدمه بالایی

topgallant line

طناب بالایی

topgallant watch

نگهبان بالایی

جملات نمونه

the ship's topgallant sails were raised to catch the wind.

بادبان‌های топgallant کشتی بالا کشیده شدند تا باد را بگیرند.

he climbed to the topgallant to enjoy the view.

او برای لذت بردن از منظره به топgallant رفت.

the crew expertly handled the topgallant during the storm.

خدمه به طور ماهرانه топgallant را در طول طوفان کنترل کردند.

adjusting the topgallant can improve sailing efficiency.

تنظیم топgallant می‌تواند کارایی قایقرانی را بهبود بخشد.

he studied the topgallant rigging before the voyage.

او قبل از سفر، rigging топgallant را مطالعه کرد.

the topgallant was torn in the fierce winds.

topgallant در بادهای شدید پاره شد.

they decided to lower the topgallant to stabilize the ship.

آنها تصمیم گرفتند топgallant را پایین بیاورند تا کشتی را تثبیت کنند.

the captain ordered the topgallant to be furled at sunset.

کاپیتان دستور داد топgallant در هنگام غروب آفتاب جمع شود.

the topgallant was a vital part of the ship's rigging.

topgallant بخشی حیاتی از rigging کشتی بود.

they admired the craftsmanship of the topgallant's design.

آنها طراحی топgallant را تحسین کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید