troted

[ایالات متحده]/[ˈtrɒʊtɪd]/
[بریتانیا]/[ˈtroʊtɪd]/

ترجمه

v. به حرکت درآوردن در حالی که هر چهار پا را به نوبت بالا می‌برد، معمولاً از اسب؛ به حرکت یا مسافرت با سرعت آرام.
adj. مربوط به یا ویژگی‌های رفت و برگشت.

جملات نمونه

the young horse trotted happily across the field.

اسب جوان با خوشحالی در سراسر مزرعه می‌تافت.

we watched the racehorse trotted around the track.

ما تماشاگر بودیم که اسب مسابقه در اطراف پیست می‌تافت.

the pony trotted slowly, enjoying the sunshine.

پونی به آرامی می‌تافت و از آفتاب لذت می‌برد.

the cowboy's horse trotted alongside the wagon.

اسب کابوی در کنار واگن می‌تافت.

the dog trotted excitedly after the ball.

سگ با هیجان بعد از توپ می‌تافت.

the mare trotted steadily towards the barn.

مادینه اسب به طور پیوسته به سمت طویله می‌تافت.

the foal trotted playfully with its mother.

نابالغان به طور بازیگانه با مادرش می‌تافت.

the gelding trotted along the dusty road.

اسب نر در طول جاده خاکی می‌تافت.

the team trotted around the arena for warm-up.

تیم برای گرم کردن در اطراف میدان می‌تافت.

the horse trotted through the shallow stream.

اسب از میان جریان کم‌عمق عبور می‌کرد.

the rider urged his horse to trotted faster.

سوار از اسبش خواست که سریع‌تر بدود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید