très troublé
خیلی ناامید
pas troublé
ناامید نیستم
plus troublé
بیشتر ناامید
homme troublé
مرد ناامید
esprit troublé
روان ناامید
elle est troublée
او ناامید است
je suis troublé
من ناامید هستم
trop troublé
خیلی ناامید
toujours troublé
همیشه ناامید
she had a sommeil troublé after the scary movie.
پس از فیلم وحشتناک، او دچار خوابی پرتбур بود.
his esprit troublé made it hard to focus on work.
ذهن پرتбур او باعث شد که در کار تمرکز نکند.
the eau troublée in the river indicated pollution.
آب پرتбур رودخانه نشان دهنده آلودگی بود.
the calme troublé of the village was shattered by the explosion.
آرامش پرتбур روستا با انفجار شکسته شد.
students discussed the ordre troublé in the classroom.
دانش آموزان دربارهٔ نظم پرتбур در کلاس بحث کردند.
her voix troublée revealed her emotional state.
صوت پرتбур او حالت عاطفی او را نشان داد.
his regard troublé showed deep concern.
نگاه پرتбур او نشان دهنده نگرانی عمیق بود.
the situation troublée required immediate attention.
وضعیت پرتбур نیاز به توجه فوری داشت.
he experienced a sommeil profondément troublé for weeks.
او به مدت هفتهها دچار خوابی پرتбур عمیق بود.
the mentally troublé patient needed special care.
بیمار ذهنی پرتбур نیاز به مراقبت ویژه داشت.
after the accident, she felt completely troublé.
پس از حادثه، او احساس کامل پرتбурی کرد.
the troublé expression on his face worried everyone.
عبارت پرتбур روی صورت او همه را نگران کرد.
très troublé
خیلی ناامید
pas troublé
ناامید نیستم
plus troublé
بیشتر ناامید
homme troublé
مرد ناامید
esprit troublé
روان ناامید
elle est troublée
او ناامید است
je suis troublé
من ناامید هستم
trop troublé
خیلی ناامید
toujours troublé
همیشه ناامید
she had a sommeil troublé after the scary movie.
پس از فیلم وحشتناک، او دچار خوابی پرتбур بود.
his esprit troublé made it hard to focus on work.
ذهن پرتбур او باعث شد که در کار تمرکز نکند.
the eau troublée in the river indicated pollution.
آب پرتбур رودخانه نشان دهنده آلودگی بود.
the calme troublé of the village was shattered by the explosion.
آرامش پرتбур روستا با انفجار شکسته شد.
students discussed the ordre troublé in the classroom.
دانش آموزان دربارهٔ نظم پرتбур در کلاس بحث کردند.
her voix troublée revealed her emotional state.
صوت پرتбур او حالت عاطفی او را نشان داد.
his regard troublé showed deep concern.
نگاه پرتбур او نشان دهنده نگرانی عمیق بود.
the situation troublée required immediate attention.
وضعیت پرتбур نیاز به توجه فوری داشت.
he experienced a sommeil profondément troublé for weeks.
او به مدت هفتهها دچار خوابی پرتбур عمیق بود.
the mentally troublé patient needed special care.
بیمار ذهنی پرتбур نیاز به مراقبت ویژه داشت.
after the accident, she felt completely troublé.
پس از حادثه، او احساس کامل پرتбурی کرد.
the troublé expression on his face worried everyone.
عبارت پرتбур روی صورت او همه را نگران کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید