tuckering in
وارد شدن
tuckering out
خروج کردن
tuckering away
دور شدن
tuckering down
پایین رفتن
tuckering up
بالا رفتن
tuckering under
زیر قرار گرفتن
tuckering back
پس رفتن
tuckering side
کنار قرار گرفتن
tuckering fold
تا شدن
tuckering seam
درز
after a long day, i felt tuckered out and ready for bed.
بعد از یک روز طولانی، احساس خستگی میکردم و آماده رفتن به رختخواب بودم.
the kids were tuckering themselves out at the playground.
بچهها داشتند خودشان را در زمین بازی خسته میکردند.
he was so tuckered from the hike that he fell asleep immediately.
او به قدری از پیادهروی خسته شده بود که بلافاصله به خواب رفت.
don't overwork yourself; you don't want to end up tuckering out.
زیاد کار نکنید؛ نمیخواهید آنقدر خسته شوید.
she spent the whole day gardening and was completely tuckered by evening.
او تمام روز را در باغچه گذراند و تا شب کاملاً خسته شده بود.
the puppy played all afternoon and was completely tuckered by dinner time.
سگ کوچولو بعد از ظهر تمام روز بازی کرد و تا زمان شام کاملاً خسته شده بود.
after the marathon, the runners were tuckered and needed rest.
بعد از ماراتن، دوندهها خسته بودند و به استراحت نیاز داشتند.
he felt tuckered from the stress of work and needed a vacation.
او به دلیل استرس شغلی احساس خستگی میکرد و به یک تعطیلات نیاز داشت.
the long meeting left everyone feeling tuckered and unfocused.
جلسه طولانی باعث شد همه احساس خستگی و عدم تمرکز کنند.
after the concert, i was tuckered out and ready to go home.
بعد از کنسرت، احساس خستگی میکردم و آماده رفتن به خانه بودم.
tuckering in
وارد شدن
tuckering out
خروج کردن
tuckering away
دور شدن
tuckering down
پایین رفتن
tuckering up
بالا رفتن
tuckering under
زیر قرار گرفتن
tuckering back
پس رفتن
tuckering side
کنار قرار گرفتن
tuckering fold
تا شدن
tuckering seam
درز
after a long day, i felt tuckered out and ready for bed.
بعد از یک روز طولانی، احساس خستگی میکردم و آماده رفتن به رختخواب بودم.
the kids were tuckering themselves out at the playground.
بچهها داشتند خودشان را در زمین بازی خسته میکردند.
he was so tuckered from the hike that he fell asleep immediately.
او به قدری از پیادهروی خسته شده بود که بلافاصله به خواب رفت.
don't overwork yourself; you don't want to end up tuckering out.
زیاد کار نکنید؛ نمیخواهید آنقدر خسته شوید.
she spent the whole day gardening and was completely tuckered by evening.
او تمام روز را در باغچه گذراند و تا شب کاملاً خسته شده بود.
the puppy played all afternoon and was completely tuckered by dinner time.
سگ کوچولو بعد از ظهر تمام روز بازی کرد و تا زمان شام کاملاً خسته شده بود.
after the marathon, the runners were tuckered and needed rest.
بعد از ماراتن، دوندهها خسته بودند و به استراحت نیاز داشتند.
he felt tuckered from the stress of work and needed a vacation.
او به دلیل استرس شغلی احساس خستگی میکرد و به یک تعطیلات نیاز داشت.
the long meeting left everyone feeling tuckered and unfocused.
جلسه طولانی باعث شد همه احساس خستگی و عدم تمرکز کنند.
after the concert, i was tuckered out and ready to go home.
بعد از کنسرت، احساس خستگی میکردم و آماده رفتن به خانه بودم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید