tudung

[ایالات متحده]/tuˈduŋ/
[بریتانیا]/tuˈduŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پارچه‌ای که زنان مسلمان برای پوشاندن سر و گردن می‌پوشند
v. پوشاندن یا لپیت کردن با یک پارچه یا پوشش سر
شکل‌های واژه
جمعtudungs

عبارات و ترکیب‌ها

wear tudung

پوشیدن تودونگ

tudung shop

مغازه تودونگ

beautiful tudung

تودونگ زیبایی

red tudung

تودونگ قرمز

buy tudung

خرید تودونگ

tudung rental

اجاره تودونگ

tudung styles

سبک‌های تودونگ

wearing tudung

پوشیدن تودونگ

tudung maker

تولید کننده تودونگ

sarawak tudung

تودونگ ساراواک

جملات نمونه

she bought a beautiful tudung from the market yesterday.

او دیروز یک تودونگ زیبایی از بازار خرید.

my mother taught me how to tie a tudung properly when i was young.

مادرم وقتی که من کودک بودم به من یاد داد چگونه به درستی یک تودونگ را ببندم.

the tudung comes in many different colors and patterns for customers to choose.

تودونگ به رنگ‌ها و الگوهای مختلفی موجود است تا مشتریان بتوانند انتخاب کنند.

many muslim students wear tudung to school every day as part of their uniform.

بسیاری از دانش‌آموزان مسلمان تودونگ را به عنوان بخشی از یونیفرم خود به مدرسه می‌پوشند.

she chose a blue silk tudung for the wedding ceremony last weekend.

او گذشته هفته برای مراسم عروسی یک تودونگ از پارچه ساتن آبی انتخاب کرد.

the tudung protects her hair from the strong sun and dust during outdoor activities.

تودونگ در فعالیت‌های بازیابی، موی او را در برابر خورشید قوی و گرد و غبار حفظ می‌کند.

i need to buy a new tudung for the hari raya celebration next month.

من نیاز دارم یک تودونگ جدید برای جشن هر را یا ماه آینده بخرم.

her tudung matches her beautiful kebaya perfectly for the formal occasion.

تودونگ او با کبایا زیبایش به طور کامل برای موقعیت رسمی مطابقت دارد.

the store sells various types of tudung at very affordable prices near the mosque.

این فروشگاه انواع مختلف تودونگ را در قیمت‌های بسیار منصفانه نزد مسجد فروش می‌دهد.

she prefers cotton tudung because they are comfortable to wear in hot and humid weather.

او ترجیح می‌دهد تودونگ پنبه‌ای را بپوشد زیرا در آب و هوای گرم و مرطوب راحت‌تر است.

my older sister gave me this tudung as a birthday gift last year.

خواهر بزرگ‌تر من گذشته سال این تودونگ را به من به عنوان هدیه عید به من داد.

the tudung is an important part of her religious identity and daily life practice.

تودونگ بخشی مهم از هویت دینی و رفتارهای روزمره او است.

she folded the tudung carefully and put it in her bag after the prayer session.

او تودونگ را با دقت پوییت و پس از نماز آن را در کیف خود قرار داد.

many young designers create modern tudung with elegant styles and contemporary patterns.

بسیاری از طراحان جوان تودونگ‌های مدرن با سبک‌های زیبایی و الگوهای معاصر ایجاد می‌کنند.

the tudung supplier offers wholesale prices for retailers who want to stock popular designs.

تامین‌کننده تودونگ قیمت‌های خرده‌فروشی را برای فروشندگانی که می‌خواهند طراحی‌های محبوب را در انبار کنند ارائه می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید