tweeze

[ایالات متحده]/twiːz/
[بریتانیا]/twiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را با موچین برداشتن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردtweezes
صفت یا فعل حال استمراریtweezing
زمان گذشتهtweezed
قسمت سوم فعلtweezed

عبارات و ترکیب‌ها

tweeze eyebrows

برداشتن ابرو

tweeze hairs

برداشتن مو

tweeze chin

برداشتن موهای چانه

tweeze away

از بین بردن

tweeze nose

برداشتن موهای بینی

tweeze mustache

برداشتن سبیل

tweeze facial

برداشتن موهای صورت

tweeze unwanted

برداشتن ناخواسته

tweeze gently

به آرامی برداشتن

tweeze regularly

به طور منظم برداشتن

جملات نمونه

i need to tweeze my eyebrows before the party.

من باید قبل از مهمانی ابروهایم را بینگ کنم.

she decided to tweeze the stray hairs on her chin.

او تصمیم گرفت موهای سرگردان روی چانه‌اش را بینگ کند.

he used a mirror to tweeze the hairs accurately.

او از یک آینه برای بینگ کردن موها به طور دقیق استفاده کرد.

it's important to tweeze carefully to avoid irritation.

برای جلوگیری از تحریک، بینگ کردن با دقت مهم است.

many people prefer to tweeze rather than wax.

بسیاری از مردم ترجیح می‌دهند به جای استفاده از موچین، بینگ کنند.

she taught me how to properly tweeze my eyebrows.

او به من یاد داد که چگونه به درستی ابروهایم را بینگ کنم.

after tweezing, i apply soothing gel to my skin.

بعد از بینگ کردن، ژل تسکین دهنده به پوستم می‌زنم.

he always forgets to tweeze his nose hairs.

او همیشه فراموش می‌کند که موهای بینی‌اش را بینگ کند.

she prefers to tweeze her mustache instead of shaving.

او ترجیح می‌دهد سبیلش را به جای تراشیدن، بینگ کند.

it's better to tweeze in good lighting for precision.

برای دقت بهتر است در نور خوب بینگ کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید