tweeze eyebrows
برداشتن ابرو
tweeze hairs
برداشتن مو
tweeze chin
برداشتن موهای چانه
tweeze away
از بین بردن
tweeze nose
برداشتن موهای بینی
tweeze mustache
برداشتن سبیل
tweeze facial
برداشتن موهای صورت
tweeze unwanted
برداشتن ناخواسته
tweeze gently
به آرامی برداشتن
tweeze regularly
به طور منظم برداشتن
i need to tweeze my eyebrows before the party.
من باید قبل از مهمانی ابروهایم را بینگ کنم.
she decided to tweeze the stray hairs on her chin.
او تصمیم گرفت موهای سرگردان روی چانهاش را بینگ کند.
he used a mirror to tweeze the hairs accurately.
او از یک آینه برای بینگ کردن موها به طور دقیق استفاده کرد.
it's important to tweeze carefully to avoid irritation.
برای جلوگیری از تحریک، بینگ کردن با دقت مهم است.
many people prefer to tweeze rather than wax.
بسیاری از مردم ترجیح میدهند به جای استفاده از موچین، بینگ کنند.
she taught me how to properly tweeze my eyebrows.
او به من یاد داد که چگونه به درستی ابروهایم را بینگ کنم.
after tweezing, i apply soothing gel to my skin.
بعد از بینگ کردن، ژل تسکین دهنده به پوستم میزنم.
he always forgets to tweeze his nose hairs.
او همیشه فراموش میکند که موهای بینیاش را بینگ کند.
she prefers to tweeze her mustache instead of shaving.
او ترجیح میدهد سبیلش را به جای تراشیدن، بینگ کند.
it's better to tweeze in good lighting for precision.
برای دقت بهتر است در نور خوب بینگ کنید.
tweeze eyebrows
برداشتن ابرو
tweeze hairs
برداشتن مو
tweeze chin
برداشتن موهای چانه
tweeze away
از بین بردن
tweeze nose
برداشتن موهای بینی
tweeze mustache
برداشتن سبیل
tweeze facial
برداشتن موهای صورت
tweeze unwanted
برداشتن ناخواسته
tweeze gently
به آرامی برداشتن
tweeze regularly
به طور منظم برداشتن
i need to tweeze my eyebrows before the party.
من باید قبل از مهمانی ابروهایم را بینگ کنم.
she decided to tweeze the stray hairs on her chin.
او تصمیم گرفت موهای سرگردان روی چانهاش را بینگ کند.
he used a mirror to tweeze the hairs accurately.
او از یک آینه برای بینگ کردن موها به طور دقیق استفاده کرد.
it's important to tweeze carefully to avoid irritation.
برای جلوگیری از تحریک، بینگ کردن با دقت مهم است.
many people prefer to tweeze rather than wax.
بسیاری از مردم ترجیح میدهند به جای استفاده از موچین، بینگ کنند.
she taught me how to properly tweeze my eyebrows.
او به من یاد داد که چگونه به درستی ابروهایم را بینگ کنم.
after tweezing, i apply soothing gel to my skin.
بعد از بینگ کردن، ژل تسکین دهنده به پوستم میزنم.
he always forgets to tweeze his nose hairs.
او همیشه فراموش میکند که موهای بینیاش را بینگ کند.
she prefers to tweeze her mustache instead of shaving.
او ترجیح میدهد سبیلش را به جای تراشیدن، بینگ کند.
it's better to tweeze in good lighting for precision.
برای دقت بهتر است در نور خوب بینگ کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید