unadvisedly acted
عمل عجولهانه
unadvisedly chosen
انتخاب عجولهانه
unadvisedly spoken
صحبت عجولهانه
unadvisedly decided
تصمیم عجولهانه
unadvisedly ignored
نادیده گرفتن عجولهانه
unadvisedly pursued
دنبال کردن عجولهانه
unadvisedly expressed
بیان عجولهانه
unadvisedly committed
متعهد شدن عجولهانه
unadvisedly rushed
شتاب عجولهانه
unadvisedly invested
سرمایهگذاری عجولهانه
he unadvisedly invested all his savings in a risky venture.
او بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه تمام پس انداز خود را در یک طرح پرخطر سرمایه گذاری کرد.
unadvisedly, she quit her job without having another one lined up.
او بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه شغل خود را ترک کرد بدون اینکه شغل دیگری داشته باشد.
they unadvisedly ignored the warning signs of the storm.
آنها بدون توجه و به صورت غیرمنصفانه علائم هشدار دهنده طوفان را نادیده گرفتند.
he unadvisedly shared his password with a stranger.
او بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه رمز عبور خود را با یک غریبه به اشتراک گذاشت.
unadvisedly, she made a large purchase without consulting anyone.
او بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه یک خرید بزرگ انجام داد بدون اینکه با کسی مشورت کند.
they unadvisedly traveled during the pandemic.
آنها بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه در دوران همهگیری سفر کردند.
he unadvisedly spoke out against his boss in a meeting.
او بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه در یک جلسه علیه رئیس خود صحبت کرد.
she unadvisedly posted personal information online.
او بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه اطلاعات شخصی را به صورت آنلاین منتشر کرد.
unadvisedly, they decided to go hiking without proper gear.
آنها بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه تصمیم گرفتند بدون تجهیزات مناسب به پیادهروی بروند.
he unadvisedly took advice from an unqualified friend.
او بدون مشورت و به صورت غیرمنصفانه از یک دوست غیرصلاح مشورت گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید