unalert

[ایالات متحده]/ˌʌn.əˈlɜːt/
[بریتانیا]/ˌʌn.əˈlɜːrt/

ترجمه

adj. غیرهمه‌نگاه؛ غیرحواشی؛ غیرآگاه؛ فاقد هوشیاری

عبارات و ترکیب‌ها

remain unalert

بمانید غیر هوشیار

stay unalert

بمانید غیر هوشیار

be unalert

غیر هوشیار باشید

completely unalert

کاملاً غیر هوشیار

totally unalert

کاملاً غیر هوشیار

still unalert

هنوز غیر هوشیار

remain unalerted

بمانید غیر هوشیار

stay unalerted

بمانید غیر هوشیار

went unalerted

غیر هوشیار رفت

pass unalerted

غیر هوشیار عبور کرد

جملات نمونه

the security guard remained unalert during his shift, allowing the intruder to enter undetected.

نگهبان امنیتی در طول شیفت کاری خود هوشیار نبود و به همین دلیل متجاوز توانست بدون اینکه کسی متوجه شود وارد شود.

drivers who feel unalert should pull over and rest before continuing their journey.

رانندگانی که احساس بی‌حسی یا بی‌توجهی می‌کنند باید قبل از ادامه مسیر، کنار بایستند و استراحت کنند.

the team was dangerously unalert to the potential risks of the new project.

تیم به طور خطرناکی نسبت به خطرات احتمالی پروژه جدید بی‌توجه بود.

after taking the medication, she became unalert and couldn't focus on her work.

پس از مصرف دارو، او بی‌حس شد و نتوانست روی کار خود تمرکز کند.

the unalert response from the system allowed the virus to spread through the network.

پاسخ بی‌توجهی سیستم به انتشار ویروس در شبکه اجازه داد.

he was completely unalert to the subtle changes in his friend's behavior.

او به طور کامل نسبت به تغییرات ظریف در رفتار دوستش بی‌توجه بود.

the unalert state of the monitoring equipment led to a critical failure.

وضعیت بی‌توجهی تجهیزات نظارتی منجر به خرابی جدی شد.

tourists should stay alert, not unalert, when exploring unfamiliar areas.

گردشگران باید هوشیار باشند، نه بی‌توجه، هنگام کاوش در مناطق ناآشنا.

the company's unalert attitude toward customer complaints resulted in lost business.

نگاه بی‌توجهانه شرکت به شکایات مشتریان منجر به از دست دادن کسب و کار شد.

students who are unalert during lectures miss important information.

دانش‌آموزانی که در طول سخنرانی‌ها بی‌توجه هستند، اطلاعات مهم را از دست می‌دهند.

the animal remained unalert to the predator's approach until it was too late.

حیوان تا زمانی که خیلی دیر شده بود، نسبت به نزدیک شدن شکارچی بی‌توجه بود.

an unalert workforce can significantly reduce productivity and increase errors.

نیروی کار بی‌توجه می‌تواند بهره‌وری را به طور قابل توجهی کاهش داده و خطاها را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید