unclasping

[ایالات متحده]/ʌnˈklɑːsp/
[بریتانیا]/ʌnˈklæsp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای باز کردن یک قفل یا قلاب \nvt.vi. برای باز کردن، رها کردن یا شل کردن \nv. برای باز کردن یک قفل

عبارات و ترکیب‌ها

unclasp the door

باز کردن قفل در

unclasp the bag

باز کردن قفل کیف

unclasp your hands

باز کردن دستانت

unclasp the clasp

باز کردن قفل

unclasp the necklace

باز کردن قفل گردنبند

unclasp the latch

باز کردن ضامن

unclasp the bracelet

باز کردن قفل دستبند

unclasp the belt

باز کردن قفل کمربند

unclasp the strap

باز کردن بند

unclasp the fastener

باز کردن بست

جملات نمونه

she decided to unclasp the necklace before going to bed.

او تصمیم گرفت قبل از خواب، گردنبند را باز کند.

he struggled to unclasp the stubborn lock on the box.

او برای باز کردن قفل سرسخت جعبه تلاش کرد.

after the meeting, i will unclasp my briefcase and review the notes.

بعد از جلسه، کیف دستی خود را باز خواهم کرد و یادداشت ها را بررسی خواهم کرد.

she reached up to unclasp her earrings before taking a shower.

او قبل از دوش گرفتن، به سمت بالا رسید تا گوشواره هایش را باز کند.

it took a moment to unclasp the safety buckle on the harness.

مدتی طول کشید تا سگک ایمنی روی هارنس را باز کند.

he gently unclasped her hand to let her go.

او به آرامی دستش را باز کرد تا او را برود.

before swimming, remember to unclasp your wristwatch.

قبل از شنا کردن، به یاد داشته باشید ساعت مچی خود را باز کنید.

she had to unclasp the bracelet to fit her hand through the sleeve.

او مجبور شد دستبند را باز کند تا دستش از آستین عبور کند.

he was excited to unclasp the envelope containing the invitation.

او از باز کردن پاکت حاوی دعوتنامه هیجان زده بود.

she will unclasp the bag to show you what's inside.

او کیف را باز خواهد کرد تا به شما نشان دهد داخل آن چیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید