underappreciation

[ایالات متحده]/ˌʌndərəpriːʃiˈeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌʌndərəpriːʃiˈeɪʃən/

ترجمه

n. حال یا وضعیتی که در آن قدردانی یا ارزش‌گذاری کافی وجود ندارد؛ فقدان قدردانی مناسب

عبارات و ترکیب‌ها

suffering underappreciation

تحمل کم‌توجهی

constant underappreciation

کم‌توجهی مداوم

severe underappreciation

کم‌توجهی شدید

widespread underappreciation

کم‌توجهی فراگیر

ongoing underappreciation

کم‌توجهی در حال انجام

جملات نمونه

many dedicated nurses suffer from chronic underappreciation in healthcare systems worldwide.

بسیاری از پرستاران متعهد در سراسر جهان به دلیل بی‌توجهی مزمن در سیستم‌های بهداشتی و درمانی رنج می‌برند.

the problem of underappreciation for essential workers became more apparent during the pandemic.

مشکل بی‌توجهی به کارگران ضروری در طول همه‌گیری بیشتر آشکار شد.

artists often face years of underappreciation before achieving recognition for their work.

هنرمندان اغلب سال‌ها با بی‌توجهی مواجه می‌شوند تا زمانی که برای کارشان مورد شناخت قرار گیرند.

she expressed frustration about the systematic underappreciation of women in scientific research.

او درباره بی‌توجهی سیستماتیک به زنان در تحقیقات علمی، نارضایتی خود را ابراز کرد.

the underappreciation of frontline workers leads to high turnover rates in many industries.

بی‌توجهی به کارگران خط مقدم منجر به افزایش نرخ گردش کارکنان در بسیاری از صنایع می‌شود.

he struggled with a deep sense of underappreciation despite his significant contributions.

او با وجود مشارکت‌های مهمش، با احساس عمیق بی‌توجهی دست و پنجه نرم کرد.

mutual underappreciation between team members can destroy otherwise successful collaborations.

بی‌توجهی متقابل بین اعضای تیم می‌تواند همکاری‌هایی را که در غیر این صورت موفق بودند، از بین ببرد.

the underappreciation of traditional crafts poses a serious threat to cultural preservation.

بی‌توجهی به هنرهای سنتی یک تهدید جدی برای حفظ فرهنگ است.

despite his talents, he endured decades of professional underappreciation before finally gaining acclaim.

با وجود استعدادهایش، او قبل از اینکه سرانجام مورد تحسین قرار گیرد، سال‌ها بی‌توجهی حرفه‌ای را تحمل کرد.

the chronic underappreciation of mental health professionals creates critical staffing shortages.

بی‌توجهی مزمن به متخصصان بهداشت روان باعث کمبود شدید پرسنل می‌شود.

teachers frequently experience underappreciation despite their crucial role in shaping future generations.

معلمان اغلب با وجود نقش حیوی آن‌ها در شکل‌دهی نسل‌های آینده، با بی‌توجهی مواجه می‌شوند.

the underappreciation of domestic labor remains a largely invisible social injustice.

بی‌توجهی به کار خانگی همچنان یک بی‌عدالتی اجتماعی عمدتاً نامرئی باقی مانده است.

volunteers often face underappreciation despite their essential contributions to community welfare.

داوطلبان اغلب با وجود مشارکت‌های ضروری آن‌ها در رفاه جامعه، با بی‌توجهی مواجه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید