underpromising and overdelivering
عدم اعطای امیدواری زیاد و ارائه بیشتر از آنچه پیش بینی شده است
underpromising strategy
استراتژی عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising approach
رویکرد عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising habit
عادت عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising culture
فرهنگ عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising tendency
میل به عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising policy
سیاست عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising with clients
عدم اعطای امیدواری زیاد با مشتریان
consistently underpromising
به طور مداوم عدم اعطای امیدواری زیاد
habitually underpromising
به طور معمول عدم اعطای امیدواری زیاد
strategic underpromising helps build long-term trust with clients.
عدم اعلام امیدواری استراتژیک به ساخت اعتماد بلند مدت با مشتریان کمک می کند.
the company is known for underpromising and overdelivering on all projects.
این شرکت به خاطر عدم اعلام امیدواری و تحویل بیش از آن در تمام پروژه ها شناخته شده است.
underpromising deadlines often leads to better team morale.
عدم اعلام امیدواری از مهلت ها اغلب منجر به روحیه بهتر تیم می شود.
managers should practice underpromising when setting expectations.
مدیران باید در زمان تعیین انتظارات از عدم اعلام امیدواری استفاده کنند.
underpromising on features creates room for pleasant surprises.
عدم اعلام امیدواری در مورد ویژگی ها فضایی برای شگفتی های لذت بخش ایجاد می کند.
a good leader knows the value of underpromising to stakeholders.
یک رهبر خوب می داند که ارزش عدم اعلام امیدواری به ذینفعان چیست.
the underpromising approach protected the project from criticism.
رویکرد عدم اعلام امیدواری پروژه را از انتقاد حفظ کرد.
customer satisfaction improves when teams underpromise on timelines.
رضايت مشتری زمانی بهبود می یابد که تیم ها در زمانبندی ها از عدم اعلام امیدواری استفاده کنند.
underpromising requires confidence and realistic assessment of capabilities.
عدم اعلام امیدواری نیاز به اعتماد و ارزیابی واقعیت گرایانه از توانایی ها دارد.
the startup benefited from underpromising during its early growth phase.
این شرکت نوپا از عدم اعلام امیدواری در فاز رشد اولیه خود بهره مند شد.
strategic underpromising prevents burnout among development teams.
عدم اعلام امیدواری استراتژیک از خستگی بین تیم های توسعه جلوگیری می کند.
underpromising and overdelivering has become their trademark customer service.
عدم اعلام امیدواری و تحویل بیش از آن به خدمات مشتریان مخصوص به خود شده است.
underpromising and overdelivering
عدم اعطای امیدواری زیاد و ارائه بیشتر از آنچه پیش بینی شده است
underpromising strategy
استراتژی عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising approach
رویکرد عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising habit
عادت عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising culture
فرهنگ عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising tendency
میل به عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising policy
سیاست عدم اعطای امیدواری زیاد
underpromising with clients
عدم اعطای امیدواری زیاد با مشتریان
consistently underpromising
به طور مداوم عدم اعطای امیدواری زیاد
habitually underpromising
به طور معمول عدم اعطای امیدواری زیاد
strategic underpromising helps build long-term trust with clients.
عدم اعلام امیدواری استراتژیک به ساخت اعتماد بلند مدت با مشتریان کمک می کند.
the company is known for underpromising and overdelivering on all projects.
این شرکت به خاطر عدم اعلام امیدواری و تحویل بیش از آن در تمام پروژه ها شناخته شده است.
underpromising deadlines often leads to better team morale.
عدم اعلام امیدواری از مهلت ها اغلب منجر به روحیه بهتر تیم می شود.
managers should practice underpromising when setting expectations.
مدیران باید در زمان تعیین انتظارات از عدم اعلام امیدواری استفاده کنند.
underpromising on features creates room for pleasant surprises.
عدم اعلام امیدواری در مورد ویژگی ها فضایی برای شگفتی های لذت بخش ایجاد می کند.
a good leader knows the value of underpromising to stakeholders.
یک رهبر خوب می داند که ارزش عدم اعلام امیدواری به ذینفعان چیست.
the underpromising approach protected the project from criticism.
رویکرد عدم اعلام امیدواری پروژه را از انتقاد حفظ کرد.
customer satisfaction improves when teams underpromise on timelines.
رضايت مشتری زمانی بهبود می یابد که تیم ها در زمانبندی ها از عدم اعلام امیدواری استفاده کنند.
underpromising requires confidence and realistic assessment of capabilities.
عدم اعلام امیدواری نیاز به اعتماد و ارزیابی واقعیت گرایانه از توانایی ها دارد.
the startup benefited from underpromising during its early growth phase.
این شرکت نوپا از عدم اعلام امیدواری در فاز رشد اولیه خود بهره مند شد.
strategic underpromising prevents burnout among development teams.
عدم اعلام امیدواری استراتژیک از خستگی بین تیم های توسعه جلوگیری می کند.
underpromising and overdelivering has become their trademark customer service.
عدم اعلام امیدواری و تحویل بیش از آن به خدمات مشتریان مخصوص به خود شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید