unfollowing accounts
لغو دنبال کردن حساب ها
unfollowing someone
لغو دنبال کردن کسی
unfollowing now
لغو دنبال کردن اکنون
unfollowing them
لغو دنبال کردن آنها
unfollowing list
فهرست لغو دنبال کردن
unfollowing behavior
رفتار لغو دنبال کردن
unfollowing quickly
لغو دنبال کردن به سرعت
unfollowing reason
دلیل لغو دنبال کردن
unfollowing everyone
لغو دنبال کردن همه
i'm unfollowing several accounts to declutter my feed.
من چند حساب را دنبال کردن خود را لغو کردم تا فیدم را تمیز کنم.
she's unfollowing anyone who posts negative content.
او هر کسی را که محتوای منفی میگذارد را دنبال کردن خود را لغو میکند.
he admitted to unfollowing me after our disagreement.
او پس از اختلاف ما اعتراف کرد که من را دنبال کردن خود را لغو کرده است.
are you unfollowing them because of their political views?
آیا به دلیل نظرات سیاسی آنها آنها را دنبال کردن خود را لغو میکنید؟
i'm unfollowing brands that don't align with my values.
من برندهایی را که با ارزشهای من مطابقت ندارند را دنبال کردن خود را لغو میکنم.
she was unfollowing people without even realizing it.
او افراد را دنبال کردن خود را لغو میکرد بدون اینکه آن را متوجه شود.
he's unfollowing accounts to improve his mental health.
او حسابهایی را دنبال کردن خود را لغو میکند تا به بهبود سلامت روان خود کمک کند.
i'm unfollowing influencers who promote unrealistic lifestyles.
من اینفلوئنسرهایی را که زندگیهای غیر واقعی را ترویج میدهند را دنبال کردن خود را لغو میکنم.
she's unfollowing anyone who spreads misinformation.
او هر کسی را که اطلاعات نادرست را پخش میکند را دنبال کردن خود را لغو میکند.
he's unfollowing accounts with excessive advertising.
او حسابهایی را دنبال کردن خود را لغو میکند که دارای تبلیغات بیش از حد هستند.
i'm unfollowing accounts that constantly post about themselves.
من حسابهایی را دنبال کردن خود را لغو میکنم که به طور مداوم درباره خودشان پست میکنند.
she's unfollowing accounts to reduce social media anxiety.
او حسابهایی را دنبال کردن خود را لغو میکند تا اضطراب رسانههای اجتماعی را کاهش دهد.
unfollowing accounts
لغو دنبال کردن حساب ها
unfollowing someone
لغو دنبال کردن کسی
unfollowing now
لغو دنبال کردن اکنون
unfollowing them
لغو دنبال کردن آنها
unfollowing list
فهرست لغو دنبال کردن
unfollowing behavior
رفتار لغو دنبال کردن
unfollowing quickly
لغو دنبال کردن به سرعت
unfollowing reason
دلیل لغو دنبال کردن
unfollowing everyone
لغو دنبال کردن همه
i'm unfollowing several accounts to declutter my feed.
من چند حساب را دنبال کردن خود را لغو کردم تا فیدم را تمیز کنم.
she's unfollowing anyone who posts negative content.
او هر کسی را که محتوای منفی میگذارد را دنبال کردن خود را لغو میکند.
he admitted to unfollowing me after our disagreement.
او پس از اختلاف ما اعتراف کرد که من را دنبال کردن خود را لغو کرده است.
are you unfollowing them because of their political views?
آیا به دلیل نظرات سیاسی آنها آنها را دنبال کردن خود را لغو میکنید؟
i'm unfollowing brands that don't align with my values.
من برندهایی را که با ارزشهای من مطابقت ندارند را دنبال کردن خود را لغو میکنم.
she was unfollowing people without even realizing it.
او افراد را دنبال کردن خود را لغو میکرد بدون اینکه آن را متوجه شود.
he's unfollowing accounts to improve his mental health.
او حسابهایی را دنبال کردن خود را لغو میکند تا به بهبود سلامت روان خود کمک کند.
i'm unfollowing influencers who promote unrealistic lifestyles.
من اینفلوئنسرهایی را که زندگیهای غیر واقعی را ترویج میدهند را دنبال کردن خود را لغو میکنم.
she's unfollowing anyone who spreads misinformation.
او هر کسی را که اطلاعات نادرست را پخش میکند را دنبال کردن خود را لغو میکند.
he's unfollowing accounts with excessive advertising.
او حسابهایی را دنبال کردن خود را لغو میکند که دارای تبلیغات بیش از حد هستند.
i'm unfollowing accounts that constantly post about themselves.
من حسابهایی را دنبال کردن خود را لغو میکنم که به طور مداوم درباره خودشان پست میکنند.
she's unfollowing accounts to reduce social media anxiety.
او حسابهایی را دنبال کردن خود را لغو میکند تا اضطراب رسانههای اجتماعی را کاهش دهد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now