unknots the line
سیم را باز کردن
unknotted cords
سیمهای باز شده
unknots slowly
آراما آرام سیم را باز میکند
unknots it
آن را باز میکند
unknots quickly
سیم را سریعاً باز میکند
unknots carefully
دقت کرده و سیم را باز میکند
unknots a knot
یک گره را باز میکند
unknots tangled
گرهزده را باز میکند
unknots and fixes
باز کردن و تعمیر کردن
unknots the rope
ریسمان را باز میکند
he patiently unknots the fishing line tangled around the reel.
او با صبر نخ ماهیگیری را که حول چرخ گره خورده است، باز می کند.
the sailor skillfully unknots the complex rigging on the sailboat.
دریانورد به خوبی گره های پیچیده نهر کشتی یخ زدگی را باز می کند.
she unknots the scarf, carefully avoiding pulling the delicate fabric.
او گردش را باز می کند و با دقت از کشیدن بافت نازک جلوگیری می کند.
the scout learned how to quickly unknots ropes during wilderness training.
گوشه گرد در آموزش گردشگری به یاد گرفتن چگونه به سرعت گره ها را باز کند.
my little brother loves to tie knots, and i spend hours unknots them.
برادر کوچک من دوست دارد گره بزند و من ساعت ها وقت می گذارم تا آنها را باز کنم.
the experienced climber can unknots even the most stubborn climbing knots.
کوهنورد با تجربه می تواند حتی گره های سخت تر را در کوهنوردی باز کند.
she unknots the tangled headphones before putting them in her bag.
او قبل از اینکه گوشی های گره خورده را در کیف خود قرار دهد، آنها را باز می کند.
he unknots the garden hose to water the thirsty plants in the yard.
او نهر گیاهان گردو را باز می کند تا گیاهان گرسنه در فضای باز را آبیاری کند.
the magician unknots the rope with a flourish, amazing the audience.
جادوگر با یک حرکت شانسی نخ را باز می کند و مخاطبین را شگفت زده می کند.
after the storm, we had to unknots several branches from the trees.
پس از باران، ما مجبور بودیم چند شاخه از درختان را باز کنیم.
she unknots the yarn to start a new knitting project.
او نخ را باز می کند تا یک پروژه نخ کشی جدید را شروع کند.
unknots the line
سیم را باز کردن
unknotted cords
سیمهای باز شده
unknots slowly
آراما آرام سیم را باز میکند
unknots it
آن را باز میکند
unknots quickly
سیم را سریعاً باز میکند
unknots carefully
دقت کرده و سیم را باز میکند
unknots a knot
یک گره را باز میکند
unknots tangled
گرهزده را باز میکند
unknots and fixes
باز کردن و تعمیر کردن
unknots the rope
ریسمان را باز میکند
he patiently unknots the fishing line tangled around the reel.
او با صبر نخ ماهیگیری را که حول چرخ گره خورده است، باز می کند.
the sailor skillfully unknots the complex rigging on the sailboat.
دریانورد به خوبی گره های پیچیده نهر کشتی یخ زدگی را باز می کند.
she unknots the scarf, carefully avoiding pulling the delicate fabric.
او گردش را باز می کند و با دقت از کشیدن بافت نازک جلوگیری می کند.
the scout learned how to quickly unknots ropes during wilderness training.
گوشه گرد در آموزش گردشگری به یاد گرفتن چگونه به سرعت گره ها را باز کند.
my little brother loves to tie knots, and i spend hours unknots them.
برادر کوچک من دوست دارد گره بزند و من ساعت ها وقت می گذارم تا آنها را باز کنم.
the experienced climber can unknots even the most stubborn climbing knots.
کوهنورد با تجربه می تواند حتی گره های سخت تر را در کوهنوردی باز کند.
she unknots the tangled headphones before putting them in her bag.
او قبل از اینکه گوشی های گره خورده را در کیف خود قرار دهد، آنها را باز می کند.
he unknots the garden hose to water the thirsty plants in the yard.
او نهر گیاهان گردو را باز می کند تا گیاهان گرسنه در فضای باز را آبیاری کند.
the magician unknots the rope with a flourish, amazing the audience.
جادوگر با یک حرکت شانسی نخ را باز می کند و مخاطبین را شگفت زده می کند.
after the storm, we had to unknots several branches from the trees.
پس از باران، ما مجبور بودیم چند شاخه از درختان را باز کنیم.
she unknots the yarn to start a new knitting project.
او نخ را باز می کند تا یک پروژه نخ کشی جدید را شروع کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید