unlocated

[ایالات متحده]/ˌʌnləʊˈkeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌʌnloʊˈkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj.(computing, of disk space) اختصاص‌یافته به هیچ پارتیشنی نیست؛ بدون پارتیشن.

عبارات و ترکیب‌ها

unlocated item

شیء پیدا نشده

unlocated device

دستگاه پیدا نشده

unlocated file

فایل پیدا نشده

unlocated person

شخص پیدا نشده

unlocated package

بسته پیدا نشده

unlocated entries

ورودهای پیدا نشده

unlocated records

سوابق پیدا نشده

unlocated remains

بقایای پیدا نشده

unlocated witnesses

شهود پیدا نشده

جملات نمونه

the hiker remained unlocated after an overnight search of the canyon.

کوهنورد پس از جستجوی یک شبه در دره، همچنان مفقود شده باقی ماند.

the missing child is still unlocated, despite extensive door-to-door canvassing.

کودک گم‌شده همچنان مفقود شده باقی مانده است، با وجود جستجوی گسترده در در و به در.

the suspect is currently unlocated, and officers are following up on new tips.

مظنون در حال حاضر مفقود شده است و افسران در حال پیگیری سرنخ‌های جدید هستند.

the vessel was reported unlocated after it failed to arrive at the scheduled port.

کشتی پس از عدم رسیدن به بندر تعیین شده، مفقود گزارش شد.

the owner’s phone is unlocated, so we cannot confirm the last known location.

تلفن صاحب آن مفقود شده است، بنابراین نمی‌توانیم آخرین مکان شناخته شده را تأیید کنیم.

the package was marked unlocated in the system, and a trace request was opened.

بسته در سیستم به عنوان مفقود علامت گذاری شد و درخواست ردیابی باز شد.

the missing document remained unlocated until an audit uncovered it in storage.

سند گم‌شده تا زمانی که یک ممیزی آن را در انبار کشف کرد، مفقود باقی ماند.

several artifacts were unlocated after the move, prompting a full inventory check.

پس از جابجایی، چندین شیء باستانی مفقود شدند و باعث بررسی کامل موجودی شدند.

the source of the leak is still unlocated, but the affected valve has been isolated.

منبع نشت هنوز مفقود شده است، اما شیر آسیب دیده ایزوله شده است.

the drone went unlocated in heavy fog, and recovery teams expanded the grid.

پهپاد در مه غلیظ مفقود شد و تیم‌های بازیابی شبکه را گسترش دادند.

the witness remained unlocated, delaying the hearing and extending the timeline.

شاهد مفقود شده باقی ماند و باعث تاخیر در جلسه دادگاه و طولانی شدن زمانبندی شد.

the stolen painting is still unlocated, even after multiple international leads.

نقاشی دزدیده شده همچنان مفقود شده باقی مانده است، حتی پس از چندین سرنخ بین المللی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید