unstrapped

[ایالات متحده]/ʌnˈstræpt/
[بریتانیا]/ʌnˈstræpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی unstrap

عبارات و ترکیب‌ها

unstrapped device

دستگاه باز شده

unstrapped seat

صندلی باز شده

unstrapped bag

کیف باز شده

unstrapped cargo

بار باز شده

unstrapped harness

هارنس باز شده

unstrapped load

بار بدون بست

unstrapped equipment

تجهیزات باز شده

unstrapped items

وسایل باز شده

unstrapped belt

کمربند باز شده

unstrapped package

بسته بدون بست

جملات نمونه

the backpack was unstrapped and fell to the ground.

کوله پشتی باز شد و روی زمین افتاد.

he unstrapped his seatbelt before getting out of the car.

او قبل از خروج از ماشین کمربند ایمنی خود را باز کرد.

the dog was unstrapped from its leash during playtime.

سگ در حین بازی از قلاده‌اش باز شد.

she unstrapped the luggage from the roof rack.

او بار را از روی سقف خودرو باز کرد.

after the ride, he unstrapped his helmet and smiled.

بعد از رانندگی، او کلاه ایمنی خود را باز کرد و لبخند زد.

the child unstrapped the toy from the packaging.

کودک اسباب‌بازی را از بسته‌بندی باز کرد.

she unstrapped the watch from her wrist.

او ساعت را از مچ دست خود باز کرد.

he unstrapped the guitar from his back after the performance.

او گیتار را از پشتش بعد از اجرا باز کرد.

the athlete unstrapped his gear after the match.

ورزشکار بعد از مسابقه وسایل خود را باز کرد.

she unstrapped the baby from the stroller to carry her.

او کودک را از کالسکه باز کرد تا او را بردارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید