unwindowed room
اتاق بدون پنجره
unwindowed building
ساختمان بدون پنجره
unwindowed space
فضای بدون پنجره
unwindowed basement
زیرزمین بدون پنجره
unwindowed office
دفتر بدون پنجره
unwindowed interface
رابط کاربری بدون پنجره
unwindowed application
برنامه بدون پنجره
unwindowed chamber
اتاق بدون پنجره
an unwindowed room
یک اتاق بدون پنجره
completely unwindowed
کاملاً بدون پنجره
the unwindowed basement served as a perfect wine cellar, maintaining consistent temperature throughout the year.
سرداب بدون پنجره به عنوان یک سرداب شراب عالی عمل میکرد و دمای یکنواختی را در طول سال حفظ میکرد.
architects often design unwindowed spaces for security purposes in banks and government buildings.
معماران اغلب فضاهای بدون پنجره را به دلایل امنیتی در بانکها و ساختمانهای دولتی طراحی میکنند.
the unwindowed storage room kept the rare artifacts preserved for centuries without light damage.
اتاق ذخیرهسازی بدون پنجره، آثار باستانی کمیاب را در طول قرنها بدون آسیب ناشی از نور حفظ کرد.
she worked in an unwindowed office, relying entirely on artificial lighting for eight hours daily.
او در یک دفتر بدون پنجره کار میکرد و به طور کامل برای هشت ساعت در روز به نور مصنوعی متکی بود.
the medieval fortress featured thick, unwindowed walls that provided excellent defense against attackers.
قلعه قرون وسطی دارای دیوارهای ضخیم و بدون پنجره بود که دفاع عالی در برابر مهاجمان فراهم میکرد.
an unwindowed corridor connected the two wings of the hospital, facilitating staff movement.
یک راهروی بدون پنجره دو بخش بیمارستان را به هم متصل میکرد و رفت و آمد کارکنان را تسهیل میکرد.
the monks retreated to an unwindowed chamber for deep meditation and absolute silence.
راهبانان به یک اتاق بدون پنجره برای مدیتیشن عمیق و سکوت مطلق پناه بردند.
industrial designers prefer unwindowed enclosures for sensitive electronic equipment to block interference.
طراحان صنعتی ترجیح میدهند از محفظههای بدون پنجره برای تجهیزات الکترونیکی حساس استفاده کنند تا از تداخل جلوگیری کنند.
the unwindowed compartment beneath the stairs housed the central heating system discreetly.
فضای بدون پنجره زیر پلهها به طور پنهانی سیستم گرمایش مرکزی را در خود جای داده بود.
historical castles often have unwindowed dungeons that once imprisoned enemies of the kingdom.
قلعههای تاریخی اغلب دارای دخمههای بدون پنجره هستند که زمانی دشمنان پادشاهی را در خود اسیر میکردند.
the unwindowed archive room protected decades of classified documents from harmful ultraviolet rays.
اتاق بایگانی بدون پنجره، دههها اسناد طبقهبندی شده را از اشعه ماوراء بنفش مضر محافظت میکرد.
museum curators placed the fragile manuscript inside an unwindowed display case for preservation.
نگهبانان موزه دستنویس شکننده را برای حفظ آن در یک محفظه نمایش بدون پنجره قرار دادند.
unwindowed room
اتاق بدون پنجره
unwindowed building
ساختمان بدون پنجره
unwindowed space
فضای بدون پنجره
unwindowed basement
زیرزمین بدون پنجره
unwindowed office
دفتر بدون پنجره
unwindowed interface
رابط کاربری بدون پنجره
unwindowed application
برنامه بدون پنجره
unwindowed chamber
اتاق بدون پنجره
an unwindowed room
یک اتاق بدون پنجره
completely unwindowed
کاملاً بدون پنجره
the unwindowed basement served as a perfect wine cellar, maintaining consistent temperature throughout the year.
سرداب بدون پنجره به عنوان یک سرداب شراب عالی عمل میکرد و دمای یکنواختی را در طول سال حفظ میکرد.
architects often design unwindowed spaces for security purposes in banks and government buildings.
معماران اغلب فضاهای بدون پنجره را به دلایل امنیتی در بانکها و ساختمانهای دولتی طراحی میکنند.
the unwindowed storage room kept the rare artifacts preserved for centuries without light damage.
اتاق ذخیرهسازی بدون پنجره، آثار باستانی کمیاب را در طول قرنها بدون آسیب ناشی از نور حفظ کرد.
she worked in an unwindowed office, relying entirely on artificial lighting for eight hours daily.
او در یک دفتر بدون پنجره کار میکرد و به طور کامل برای هشت ساعت در روز به نور مصنوعی متکی بود.
the medieval fortress featured thick, unwindowed walls that provided excellent defense against attackers.
قلعه قرون وسطی دارای دیوارهای ضخیم و بدون پنجره بود که دفاع عالی در برابر مهاجمان فراهم میکرد.
an unwindowed corridor connected the two wings of the hospital, facilitating staff movement.
یک راهروی بدون پنجره دو بخش بیمارستان را به هم متصل میکرد و رفت و آمد کارکنان را تسهیل میکرد.
the monks retreated to an unwindowed chamber for deep meditation and absolute silence.
راهبانان به یک اتاق بدون پنجره برای مدیتیشن عمیق و سکوت مطلق پناه بردند.
industrial designers prefer unwindowed enclosures for sensitive electronic equipment to block interference.
طراحان صنعتی ترجیح میدهند از محفظههای بدون پنجره برای تجهیزات الکترونیکی حساس استفاده کنند تا از تداخل جلوگیری کنند.
the unwindowed compartment beneath the stairs housed the central heating system discreetly.
فضای بدون پنجره زیر پلهها به طور پنهانی سیستم گرمایش مرکزی را در خود جای داده بود.
historical castles often have unwindowed dungeons that once imprisoned enemies of the kingdom.
قلعههای تاریخی اغلب دارای دخمههای بدون پنجره هستند که زمانی دشمنان پادشاهی را در خود اسیر میکردند.
the unwindowed archive room protected decades of classified documents from harmful ultraviolet rays.
اتاق بایگانی بدون پنجره، دههها اسناد طبقهبندی شده را از اشعه ماوراء بنفش مضر محافظت میکرد.
museum curators placed the fragile manuscript inside an unwindowed display case for preservation.
نگهبانان موزه دستنویس شکننده را برای حفظ آن در یک محفظه نمایش بدون پنجره قرار دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید