valueable

[ایالات متحده]/ˈvæljuːəbl/
[بریتانیا]/ˈvæljuːəbəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با ارزش؛ دارای ارزش

جملات نمونه

her feedback was valueable for improving the design.

بازخورد او برای بهبود طراحی ارزشمند بود.

this book provides valueable insights into modern leadership.

این کتاب بینش‌های ارزشمندی در مورد رهبری مدرن ارائه می‌دهد.

he gained valueable experience during his internship.

او در طول کارآموزی خود تجربه ارزشمندی به دست آورد.

the museum holds valueable artifacts from the ancient era.

موزه آثار باستانی ارزشمندی از دوران باستان را در خود جای داده است.

please keep your valueable items in a secure place.

لطفاً اقلام ارزشمند خود را در یک مکان امن نگه دارید.

she offered valueable advice before the interview.

او قبل از مصاحبه مشاوره ارزشمندی ارائه داد.

the team collected valueable data from the pilot study.

تیم داده‌های ارزشمندی را از مطالعه آزمایشی جمع‌آوری کرد.

we had a valueable discussion about the project timeline.

ما در مورد جدول زمانی پروژه بحث ارزشمندی داشتیم.

his mentor shared valueable guidance throughout the year.

راهنماینده او در طول سال، راهنمایی‌های ارزشمندی را با او در میان گذاشت.

the workshop gave participants valueable training in first aid.

کارگاه آموزشی به شرکت‌کنندگان آموزش‌های ارزشمندی در زمینه کمک‌های اولیه داد.

your time is valueable, so i will be brief.

زمان شما ارزشمند است، بنابراین من مختصر خواهم بود.

the report contains valueable information for investors.

گزارش حاوی اطلاعات ارزشمندی برای سرمایه‌گذاران است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید