vamoose quickly
به سرعت برو
let's vamoose
بایدهای برویم
time to vamoose
وقتشه بریم
vamoose now
حالا برو
vamoose already
دیگه برو
vamoose together
با هم برو
vamoose fast
سریع برو
vamoose soon
به زودی برو
vamoose away
دور برو
vamoose for good
برای همیشه برو
it's time to vamoose before the rain starts.
وقت آن رسیده که قبل از شروع باران، از اینجا بریم.
let's vamoose before the party gets too crowded.
قبل از اینکه مهمانی خیلی شلوغ شود، بریم.
when the cops arrived, everyone decided to vamoose.
وقتی پلیس رسید، همه تصمیم گرفتند از اینجا بروند.
we should vamoose if we want to catch the last train.
اگر میخواهیم قطار آخر را بگیریم، باید بریم.
after the argument, he chose to vamoose from the scene.
بعد از بحث، او تصمیم گرفت از صحنه دور شود.
she told her friends to vamoose before the trouble started.
او به دوستانش گفت قبل از شروع دردسرها، بروند.
it's best to vamoose when things get tense.
بهتر است وقتی اوضاع ملتهب میشود، برویم.
they decided to vamoose after realizing they were lost.
آنها تصمیم گرفتند بعد از اینکه متوجه شدند گم شدهاند، بروند.
we need to vamoose if we want to avoid traffic.
اگر میخواهیم از ترافیک دوری کنیم، باید بریم.
as the sun set, they knew it was time to vamoose.
همانطور که خورشید غروب میکرد، آنها فهمیدند که وقت آن رسیده که بروند.
vamoose quickly
به سرعت برو
let's vamoose
بایدهای برویم
time to vamoose
وقتشه بریم
vamoose now
حالا برو
vamoose already
دیگه برو
vamoose together
با هم برو
vamoose fast
سریع برو
vamoose soon
به زودی برو
vamoose away
دور برو
vamoose for good
برای همیشه برو
it's time to vamoose before the rain starts.
وقت آن رسیده که قبل از شروع باران، از اینجا بریم.
let's vamoose before the party gets too crowded.
قبل از اینکه مهمانی خیلی شلوغ شود، بریم.
when the cops arrived, everyone decided to vamoose.
وقتی پلیس رسید، همه تصمیم گرفتند از اینجا بروند.
we should vamoose if we want to catch the last train.
اگر میخواهیم قطار آخر را بگیریم، باید بریم.
after the argument, he chose to vamoose from the scene.
بعد از بحث، او تصمیم گرفت از صحنه دور شود.
she told her friends to vamoose before the trouble started.
او به دوستانش گفت قبل از شروع دردسرها، بروند.
it's best to vamoose when things get tense.
بهتر است وقتی اوضاع ملتهب میشود، برویم.
they decided to vamoose after realizing they were lost.
آنها تصمیم گرفتند بعد از اینکه متوجه شدند گم شدهاند، بروند.
we need to vamoose if we want to avoid traffic.
اگر میخواهیم از ترافیک دوری کنیم، باید بریم.
as the sun set, they knew it was time to vamoose.
همانطور که خورشید غروب میکرد، آنها فهمیدند که وقت آن رسیده که بروند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید