vernal

[ایالات متحده]/ˈvɜːnl/
[بریتانیا]/ˈvɜːrnl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به بهار; جوان; گرم.

عبارات و ترکیب‌ها

vernal equinox

اعتدال بهاری

vernal pool

حوضچه‌ی بهاری

vernal bloom

شکوفه‌های بهاری

vernal grass

چمنزار بهاری

جملات نمونه

the vernal freshness of the land.

تازگی بهاری سرزمین

the vernal (spring) and autumnal equinoxes

اعتدال بهاری (بهار) و اعتدال پاییزی

The linnet chirps her vernal song.

سار بهارانه آواز بهاری خود را می‌خواند.

The vernal equinox marks the beginning of spring.

اعتدال بهاری نشان‌دهنده شروع فصل بهار است.

Vernal pools are temporary bodies of water that provide habitat for various species.

کلک‌های بهاری، حوضچه‌های آبی موقتی هستند که زیستگاه گونه‌های مختلف را فراهم می‌کنند.

Many plants bloom during the vernal season.

گیاهان زیادی در فصل بهار شکوفا می‌شوند.

Vernal allergies can be triggered by pollen.

آلرژی‌های بهاری می‌توانند توسط گرده گیاهان تحریک شوند.

She wore a vernal dress to the garden party.

او یک لباس بهاری به مهمانی باغ پوشید.

The vernal breeze carried the scent of flowers.

نسیم بهاری عطر گل‌ها را به همراه داشت.

Vernal sunshine brightened up the park.

نور خورشید بهاری پارک را روشن کرد.

Vernal equinoxes occur around March 20th.

اعتدال‌های بهاری حدود 20 مارس رخ می‌دهند.

Birds migrate during the vernal season.

پرندگان در فصل بهار مهاجرت می‌کنند.

The vernal equinox is one of the two points in the year when day and night are of equal length.

اعتدال بهاری یکی از دو نقطه‌ای در سال است که روز و شب طول یکسانی دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید