victimiser

[ایالات متحده]/ˈvɪktɪmaɪzə/
[بریتانیا]/ˈvɪktɪmaɪzər/

ترجمه

n. شخصی که به دیگران آسیب، درد یا ناراحتی وارد می‌کند؛ کسی که دیگران را به عنوان ضرر دیده می‌گیرد.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

the victimiser

کشتارگر

serial victimiser

کشتارگر سریالی

repeat victimiser

کشتارگر تکراری

victimiser mentality

ذهنیت کشتارگر

being a victimiser

بودن یک کشتارگر

potential victimiser

کشتارگر پتانسیل

victimiser behaviour

رفتار کشتارگر

known victimiser

کشتارگر شناخته شده

victimiser psychology

روانشناسی کشتارگر

violent victimiser

کشتارگر خشونت‌آمیز

جملات نمونه

the police are still searching for the victimiser who attacked the elderly woman.

پلیس هنوز در حال جستجوی م施害者ی که به زن سالمند حمله کرد، هستند.

studies show that many victimisers were themselves victims of abuse.

مطالعات نشان می‌دهد که بسیاری از م施害者ی خودشان قربانی خشونت بوده‌اند.

the victimiser showed no remorse for his actions.

م施害者ی از اعمال خود پشیمانی نشان نداد.

it's important to understand the psychology of the victimiser to prevent future crimes.

درک روانشناسی م施害者ی برای جلوگیری از جرایم آینده مهم است.

the victimiser was finally identified through dna evidence.

م施害者ی در نهایت از طریق شواهد DNA شناسایی شد.

in many cases, the victimiser is someone the victim knows personally.

در بسیاری از موارد، م施害者ی کسی است که قربانی آن را شخصاً می‌شناسد.

the victimiser's behavior patterns helped investigators crack the case.

الگوهای رفتاری م施害者ی به محققان کمک کرد تا پرونده را حل کنند.

a psychological profile of the victimiser was created based on the evidence.

بر اساس شواهد، یک پروفایل روانشناختی از م施害者ی ایجاد شد.

the victimiser must be brought to justice for the sake of the victims.

م施害者ی باید به عدالت تسلیم شود تا قربانی‌ها به نفع آن‌ها باشد.

rehabilitation programs aim to reform even the most violent victimisers.

برنامه‌های بازپروری به اصلاح حتی خشونت‌طلب‌ترین م施害者ی هدف می‌گیرد.

the relationship between victimiser and victim is often complex.

روابط بین م施害者ی و قربانی اغلب پیچیده است.

witnesses were afraid to testify against the victimiser.

گواهان از اینکه علیه م施害者ی گواهی بدهند، می‌ترسیدند.

the victimiser fled the scene immediately after the crime.

م施害者ی پس از جرم به موقع از صحنه فرار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید