experiencing voicelessness
بیصدا بودن
feelings of voicelessness
احساس بیصدا بودن
political voicelessness
بیصدا بودن سیاسی
social voicelessness
بیصدا بودن اجتماعی
chronic voicelessness
بیصدا بودن مزمن
profound voicelessness
بیصدا بودن عمیق
generational voicelessness
بیصدا بودن نسلی
cultural voicelessness
بیصدا بودن فرهنگی
structural voicelessness
بیصدا بودن ساختاری
systemic voicelessness
بیصدا بودن سیستمی
political voicelessness has left minority communities feeling excluded from decision-making processes.
بیصدا بودن سیاسی باعث شده است که جوامع اقلیتی احساس ازدیاد از فرایند تصمیمگیری کنند.
many citizens experience profound voicelessness when confronting systemic corruption.
بسیاری از شهروندان در برابر فساد سیستمی بیصدا بودن عمیقی را تجربه میکنند.
the exhibition examined historical voicelessness of women in scientific fields.
این نمایشگاه به بیصدا بودن تاریخی زنان در زمینههای علمی پرداخت.
economic policies have exacerbated the voicelessness of marginalized families.
سیاستهای اقتصادی بیصدا بودن خانوادههای محروم را تشدید کردهاند.
social media platforms have helped overcome voicelessness for many oppressed groups.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی به بسیاری از گروههای مظلوم کمک کردهاند تا بیصدا بودن را غلبه کنند.
indigenous communities continue to demand an end to their cultural voicelessness.
جامعههای ساکن اصیل به طور مداوم خواستار پایان یافتن بیصدا بودن فرهنگی خود هستند.
the activist dedicated her life to combating political voicelessness worldwide.
فعال این زندگی را به مقابله با بیصدا بودن سیاسی در سراسر جهان وقف کرده است.
systemic voicelessness perpetuates cycles of poverty across generations.
بیصدا بودن سیستمی چرخههای فقر را در طول نسلها تداوم میدهد.
the documentary shed light on the voicelessness of asylum seekers at borders.
این فیلم مستند روشنی بر روی بیصدا بودن درخواستکنندگان پناه در مرزها ایجاد کرد.
linguistic voicelessness threatens the survival of endangered languages worldwide.
بیصدا بودن زبانی تهدیدی برای بقا زبانهای در معرض خطر در سراسر جهان است.
personal voicelessness often develops from fear of professional retaliation.
بیصدا بودن شخصی اغلب از страх انتقام حرفهای پیدا میشود.
the play powerfully depicted collective voicelessness during authoritarian regimes.
این نمایش به شکل قوی بیصدا بودن جمعی را در دوران رژیمهای دiktاتوری نمایش داد.
experiencing voicelessness
بیصدا بودن
feelings of voicelessness
احساس بیصدا بودن
political voicelessness
بیصدا بودن سیاسی
social voicelessness
بیصدا بودن اجتماعی
chronic voicelessness
بیصدا بودن مزمن
profound voicelessness
بیصدا بودن عمیق
generational voicelessness
بیصدا بودن نسلی
cultural voicelessness
بیصدا بودن فرهنگی
structural voicelessness
بیصدا بودن ساختاری
systemic voicelessness
بیصدا بودن سیستمی
political voicelessness has left minority communities feeling excluded from decision-making processes.
بیصدا بودن سیاسی باعث شده است که جوامع اقلیتی احساس ازدیاد از فرایند تصمیمگیری کنند.
many citizens experience profound voicelessness when confronting systemic corruption.
بسیاری از شهروندان در برابر فساد سیستمی بیصدا بودن عمیقی را تجربه میکنند.
the exhibition examined historical voicelessness of women in scientific fields.
این نمایشگاه به بیصدا بودن تاریخی زنان در زمینههای علمی پرداخت.
economic policies have exacerbated the voicelessness of marginalized families.
سیاستهای اقتصادی بیصدا بودن خانوادههای محروم را تشدید کردهاند.
social media platforms have helped overcome voicelessness for many oppressed groups.
پلتفرمهای رسانههای اجتماعی به بسیاری از گروههای مظلوم کمک کردهاند تا بیصدا بودن را غلبه کنند.
indigenous communities continue to demand an end to their cultural voicelessness.
جامعههای ساکن اصیل به طور مداوم خواستار پایان یافتن بیصدا بودن فرهنگی خود هستند.
the activist dedicated her life to combating political voicelessness worldwide.
فعال این زندگی را به مقابله با بیصدا بودن سیاسی در سراسر جهان وقف کرده است.
systemic voicelessness perpetuates cycles of poverty across generations.
بیصدا بودن سیستمی چرخههای فقر را در طول نسلها تداوم میدهد.
the documentary shed light on the voicelessness of asylum seekers at borders.
این فیلم مستند روشنی بر روی بیصدا بودن درخواستکنندگان پناه در مرزها ایجاد کرد.
linguistic voicelessness threatens the survival of endangered languages worldwide.
بیصدا بودن زبانی تهدیدی برای بقا زبانهای در معرض خطر در سراسر جهان است.
personal voicelessness often develops from fear of professional retaliation.
بیصدا بودن شخصی اغلب از страх انتقام حرفهای پیدا میشود.
the play powerfully depicted collective voicelessness during authoritarian regimes.
این نمایش به شکل قوی بیصدا بودن جمعی را در دوران رژیمهای دiktاتوری نمایش داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید