voices

[ایالات متحده]/[vɔɪsɪz]/
[بریتانیا]/[ˈvɔɪsɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای تولید شده توسط تارهای صوتی؛ گروهی از افراد که با هم آواز می خوانند یا صحبت می کنند؛ ویژگی متمایز در صدای یک شخص.
v. بیان افکار یا احساسات خود؛ چیزی را گفتن.

عبارات و ترکیب‌ها

raised voices

صدای بلند

voices united

صدای متحد

hearing voices

شنیدن صداها

lost voices

صدای گمشده

voices calling

صداهای فراخوان

powerful voices

صدای قدرتمند

voices echoed

صدای پژواک

diverse voices

صدای متنوع

youth voices

صدای جوانان

silenced voices

صدای خاموش

جملات نمونه

the choir blended their voices to create a beautiful harmony.

کرال صداهای خود را با هم ترکیب کردند تا یک هارمونی زیبا ایجاد کنند.

we heard voices calling our names from the other room.

ما صداهایی شنیدیم که نام‌های ما را از اتاق دیگر صدا می‌کردند.

the speaker used his strong voice to command the audience's attention.

سخنرانی از صدای قوی خود برای جلب توجه مخاطبان استفاده کرد.

she raised her voice in protest against the unfair policy.

او به نشانه اعتراض به سیاست ناعادلانه، صدای خود را بالا برد.

the software recognized my voice and unlocked the phone.

نرم‌افزار صدای من را تشخیص داد و گوشی را باز کرد.

the children’s voices echoed through the empty hallways.

صدای بچه‌ها در راهروهای خالی طنین‌انداز شد.

he lost his voice due to a severe cold.

او به دلیل سرماخوردگی شدید، صدایش را از دست داد.

the radio broadcast the announcer’s voice clearly.

رادیو صدای گوینده را به وضوح پخش کرد.

the singer’s unique voice captivated the entire audience.

صدای منحصر به فرد خواننده، کل مخاطبان را مجذوب خود کرد.

give a voice to the voiceless is a noble cause.

صدایی به بی‌صدایی‌ها دادن، یک هدف نجیب است.

the politician’s voice on the issue was influential.

دیدگاه سیاستمدار در این موضوع تأثیرگذار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید