waddling duck
اردک کهکشان
waddling penguin
پنگوئن کهکشان
waddling baby
نوزاد کهکشان
waddling geese
غاز کهکشان
waddling gait
راه رفتن کهکشان
waddling towards
به سمت کهکشان
waddling along
در طول کهکشان
waddling around
در اطراف کهکشان
waddling home
به خانه کهکشان
waddling in
در کهکشان
the duck was waddling across the park.
اردک در حال حرکت در پارک بود.
the toddler was waddling after his big brother.
کودک خردسال در حال حرکت به دنبال برادر بزرگترش بود.
waddling penguins are a common sight in antarctica.
اردکهای پنگوئن در حال حرکت یک منظره رایج در قطب جنوب هستند.
she laughed at the waddling dog chasing its tail.
او به سگ در حال حرکت که دنبال دم خود میرفت خندید.
the children enjoyed watching the waddling geese.
کودکان از تماشای غازهای در حال حرکت لذت بردند.
waddling along the beach, they collected seashells.
در حالی که در امتداد ساحل در حال حرکت بودند، صدف جمع کردند.
the waddling motion of the seal was amusing.
حرکت در حال حرکت فک خندهدار بود.
after eating, the penguins were waddling back to their nests.
بعد از غذا خوردن، پنگوئنها در حال حرکت به سمت لانههای خود باز میشدند.
he noticed the waddling baby bird trying to fly.
او متوجه شد که جوجه پرنده در حال حرکت سعی دارد پرواز کند.
waddling in the snow, the rabbit looked adorable.
در حالی که در برف در حال حرکت بود، خرگوش دوست داشتنی به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید