wake-up call
تماس بیدارباش
wake-up time
زمان بیدار شدن
wake-up routine
روتین بیدار شدن
wake-up alarm
آلارم بیدار شدن
wake-up song
آهنگ بیدار شدن
wake-up light
نور بیدار شدن
wake-up music
موسیقی بیدار شدن
i need a strong wake-up call to start my day.
من به یک بیدارباش قوی نیاز دارم تا روزم را شروع کنم.
the smell of coffee is my favorite wake-up routine.
بوی قهوه مورد علاقه من برای شروع روز است.
set an alarm for a gentle wake-up, not a jarring one.
یک زنگ ساعت برای بیدار شدن ملایم تنظیم کنید، نه یک زنگ ناگهانی.
did you have a difficult wake-up this morning?
امروز صبح بیدار شدن سختی داشتید؟
the baby's wake-up time is usually around 6 am.
زمان بیدار شدن نوزاد معمولاً حدود ساعت 6 صبح است.
a warm shower is a refreshing wake-up experience.
دوش گرفتن گرم یک تجربه بیدار شدن دلپذیر است.
the loud music served as a wake-up for everyone.
موسیقی بلند به عنوان یک بیدارباش برای همه عمل کرد.
i rely on my morning tea for a gradual wake-up.
من برای بیدار شدن تدریجی به چای صبحم تکیه میکنم.
the news report was a rude wake-up to reality.
گزارش اخبار یک بیدارباش ناخوشایند برای واقعیت بود.
he gave a wake-up speech to motivate the team.
او یک سخنرانی بیدارباش برای ایجاد انگیزه در تیم ایراد گفت.
the bright sunlight provided a natural wake-up.
نور خورشید روشن یک بیدارباش طبیعی ارائه داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید