give a wallop
وارد کردن ضربه
wallop the ball
با شدت ضربه زدن به توپ
a walloping huge lie.
یک دروغ بسیار بزرگ
the script packs a wallop .
فیلمنامه ضربهای محکم میزند.
The old car walloped down.
خودروی قدیمی با سرعت زیاد به پایین رفت.
Down he went with a wallop!
با ضربه ای به پایین افتاد!
He walloped me at tennis.
او در تنیس من را شکست داد.
they walloped the back of his head with a stick.
آنها با یک چوب به پشت سر او ضربه زدند.
they were tired of getting walloped with income taxes.
آنها از پرداخت مالیات بر درآمد خسته شده بودند.
Except the centralized load impressed from plane other components and airload, the plane gun bay structure is also endured the wallop of the navigate gun launching.
به جز بار متمرکز اعمال شده از سایر اجزای هواپیما و بار هوا، ساختار خلیج توپخانه هواپیما نیز ضربه پرتاب توپخانه را تحمل کرد.
The unicorn boom's superstar investors have been walloped.
سرمایهگذاران برتر دورهی رونق یگدجو، ضربه سختی خوردهاند.
منبع: The Economist (Summary)These beams pack a huge wallop, travelling for hundreds of thousands of light years.
این پرتوها ضربه بسیار بزرگی وارد میکنند و در عرض صدها هزار سال نوری حرکت میکنند.
منبع: Crash Course AstronomyI remember Mum walloping him with her broomstick.”
من به یاد دارم که مادرش با جارویش او را میزد.
منبع: Harry Potter and the Prisoner of AzkabanWinter storms have walloped California this year, and snowpack is piling up.
طوفانهای زمستانی امسال کالیفرنیا را در هم کوبیدهاند و برف در حال انباشته شدن است.
منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American October 2019 CollectionA tornado struck an Oregon beach town as strong winds and heavy rain walloped the Pacific Northwest.
یک گردباد به یک شهر ساحلی اورگان برخورد کرد در حالی که بادهای شدید و بارانهای سنگین شمال غربی اقیانوس آرام را در هم میکوبید.
منبع: AP Listening October 2016 CollectionBut then in my 40s, I was just walloped by life.
اما بعد در دهه ۴۰ زندگی ضربهای به من زد.
منبع: TED Talks (Video Version) June 2022 CompilationThe wind wrestled her for the package-- walloped it, twisted it, shook it, snatched at it.
باد برای گرفتن بسته با او کشتی گرفت - آن را در هم کوبید، پیچاند، تکان داد و به زور چنگ زد.
منبع: Storyline Online English StoriesYou're the nigger that kicks, and holds carpenter Tibeats by the leg, and wallops him, are ye?
تو همان سیاهپوست هستی که لگد میزند و چوبساز تیبیت را از پا میگیرد و او را میکوبد، مگه نه؟
منبع: Twelve Years a SlaveHarry felt as though he'd just been walloped in the stomach by one of the mad tree's larger branches.
هری احساس کرد که انگار یکی از شاخههای بزرگ درخت دیوانه به شکم او ضربه زده است.
منبع: Harry Potter and the Chamber of SecretsI caution you to treat him as an equal and to treat him with respect he packs a terrific wallop with one of those wings.
از شما میخواهم که با او به عنوان یک همتا رفتار کنید و با احترام با او رفتار کنید، زیرا او با یکی از آن بالها ضربه بسیار بزرگی وارد میکند.
منبع: The Trumpet Swangive a wallop
وارد کردن ضربه
wallop the ball
با شدت ضربه زدن به توپ
a walloping huge lie.
یک دروغ بسیار بزرگ
the script packs a wallop .
فیلمنامه ضربهای محکم میزند.
The old car walloped down.
خودروی قدیمی با سرعت زیاد به پایین رفت.
Down he went with a wallop!
با ضربه ای به پایین افتاد!
He walloped me at tennis.
او در تنیس من را شکست داد.
they walloped the back of his head with a stick.
آنها با یک چوب به پشت سر او ضربه زدند.
they were tired of getting walloped with income taxes.
آنها از پرداخت مالیات بر درآمد خسته شده بودند.
Except the centralized load impressed from plane other components and airload, the plane gun bay structure is also endured the wallop of the navigate gun launching.
به جز بار متمرکز اعمال شده از سایر اجزای هواپیما و بار هوا، ساختار خلیج توپخانه هواپیما نیز ضربه پرتاب توپخانه را تحمل کرد.
The unicorn boom's superstar investors have been walloped.
سرمایهگذاران برتر دورهی رونق یگدجو، ضربه سختی خوردهاند.
منبع: The Economist (Summary)These beams pack a huge wallop, travelling for hundreds of thousands of light years.
این پرتوها ضربه بسیار بزرگی وارد میکنند و در عرض صدها هزار سال نوری حرکت میکنند.
منبع: Crash Course AstronomyI remember Mum walloping him with her broomstick.”
من به یاد دارم که مادرش با جارویش او را میزد.
منبع: Harry Potter and the Prisoner of AzkabanWinter storms have walloped California this year, and snowpack is piling up.
طوفانهای زمستانی امسال کالیفرنیا را در هم کوبیدهاند و برف در حال انباشته شدن است.
منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American October 2019 CollectionA tornado struck an Oregon beach town as strong winds and heavy rain walloped the Pacific Northwest.
یک گردباد به یک شهر ساحلی اورگان برخورد کرد در حالی که بادهای شدید و بارانهای سنگین شمال غربی اقیانوس آرام را در هم میکوبید.
منبع: AP Listening October 2016 CollectionBut then in my 40s, I was just walloped by life.
اما بعد در دهه ۴۰ زندگی ضربهای به من زد.
منبع: TED Talks (Video Version) June 2022 CompilationThe wind wrestled her for the package-- walloped it, twisted it, shook it, snatched at it.
باد برای گرفتن بسته با او کشتی گرفت - آن را در هم کوبید، پیچاند، تکان داد و به زور چنگ زد.
منبع: Storyline Online English StoriesYou're the nigger that kicks, and holds carpenter Tibeats by the leg, and wallops him, are ye?
تو همان سیاهپوست هستی که لگد میزند و چوبساز تیبیت را از پا میگیرد و او را میکوبد، مگه نه؟
منبع: Twelve Years a SlaveHarry felt as though he'd just been walloped in the stomach by one of the mad tree's larger branches.
هری احساس کرد که انگار یکی از شاخههای بزرگ درخت دیوانه به شکم او ضربه زده است.
منبع: Harry Potter and the Chamber of SecretsI caution you to treat him as an equal and to treat him with respect he packs a terrific wallop with one of those wings.
از شما میخواهم که با او به عنوان یک همتا رفتار کنید و با احترام با او رفتار کنید، زیرا او با یکی از آن بالها ضربه بسیار بزرگی وارد میکند.
منبع: The Trumpet Swanلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید