webs

[ایالات متحده]/[wɛbs]/
[بریتانیا]/[wɛbs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شبکه‌ای از نخ‌های بافته شده توسط عنکبوت؛ شبکه‌ای از الیاف یا مسیرهای ظریف، به ویژه در بدن؛ شبکه‌ای از وب‌سایت‌های به هم پیوسته
v. به هم متصل کردن با یا مانند شبکه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

webs of deceit

تارِ فریب

spin webs

تراویح توری

webs apart

تارها جدا

webs online

تارها آنلاین

webs and wires

تارها و سیم‌ها

weaving webs

بافت تارها

complex webs

تارها پیچیده

webs of lies

تارِ دروغ

trapped in webs

در تارها گرفتار

digital webs

تارها دیجیتال

جملات نمونه

she carefully brushed the webs from the old window frame.

او با دقت تارها را از قاب پنجره قدیمی پاک کرد.

the spider spun intricate webs between the branches.

عنکبوت تار پیچیده ای بین شاخه ها بافت.

he got tangled in the webs of deceit and lies.

او در تار و پود فریب و دروغ گرفتار شد.

the company built a complex web of subsidiaries.

شرکت یک شبکه پیچیده از شرکت های تابعه ساخت.

the internet is a vast web of information.

اینترنت یک شبکه وسیع از اطلاعات است.

they navigated the web of bureaucracy with patience.

آنها با صبر و حوصله از میان شبکه بوروکراسی عبور کردند.

the artist created a web-like design on the canvas.

هنرمند یک طرح شبیه به شبکه روی بوم ایجاد کرد.

the political landscape is a tangled web of alliances.

صحنه سیاسی یک شبکه درهم تنیده از اتحادها است.

the abandoned house was full of dusty webs.

خانه متروکه پر از تار های غبارآلود بود.

he tried to unravel the web of conspiracy.

او سعی کرد شبکه توطئه را کشف کند.

the social media web connects people worldwide.

شبکه رسانه های اجتماعی افراد را در سراسر جهان به هم متصل می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید