webs of deceit
تارِ فریب
spin webs
تراویح توری
webs apart
تارها جدا
webs online
تارها آنلاین
webs and wires
تارها و سیمها
weaving webs
بافت تارها
complex webs
تارها پیچیده
webs of lies
تارِ دروغ
trapped in webs
در تارها گرفتار
digital webs
تارها دیجیتال
she carefully brushed the webs from the old window frame.
او با دقت تارها را از قاب پنجره قدیمی پاک کرد.
the spider spun intricate webs between the branches.
عنکبوت تار پیچیده ای بین شاخه ها بافت.
he got tangled in the webs of deceit and lies.
او در تار و پود فریب و دروغ گرفتار شد.
the company built a complex web of subsidiaries.
شرکت یک شبکه پیچیده از شرکت های تابعه ساخت.
the internet is a vast web of information.
اینترنت یک شبکه وسیع از اطلاعات است.
they navigated the web of bureaucracy with patience.
آنها با صبر و حوصله از میان شبکه بوروکراسی عبور کردند.
the artist created a web-like design on the canvas.
هنرمند یک طرح شبیه به شبکه روی بوم ایجاد کرد.
the political landscape is a tangled web of alliances.
صحنه سیاسی یک شبکه درهم تنیده از اتحادها است.
the abandoned house was full of dusty webs.
خانه متروکه پر از تار های غبارآلود بود.
he tried to unravel the web of conspiracy.
او سعی کرد شبکه توطئه را کشف کند.
the social media web connects people worldwide.
شبکه رسانه های اجتماعی افراد را در سراسر جهان به هم متصل می کند.
webs of deceit
تارِ فریب
spin webs
تراویح توری
webs apart
تارها جدا
webs online
تارها آنلاین
webs and wires
تارها و سیمها
weaving webs
بافت تارها
complex webs
تارها پیچیده
webs of lies
تارِ دروغ
trapped in webs
در تارها گرفتار
digital webs
تارها دیجیتال
she carefully brushed the webs from the old window frame.
او با دقت تارها را از قاب پنجره قدیمی پاک کرد.
the spider spun intricate webs between the branches.
عنکبوت تار پیچیده ای بین شاخه ها بافت.
he got tangled in the webs of deceit and lies.
او در تار و پود فریب و دروغ گرفتار شد.
the company built a complex web of subsidiaries.
شرکت یک شبکه پیچیده از شرکت های تابعه ساخت.
the internet is a vast web of information.
اینترنت یک شبکه وسیع از اطلاعات است.
they navigated the web of bureaucracy with patience.
آنها با صبر و حوصله از میان شبکه بوروکراسی عبور کردند.
the artist created a web-like design on the canvas.
هنرمند یک طرح شبیه به شبکه روی بوم ایجاد کرد.
the political landscape is a tangled web of alliances.
صحنه سیاسی یک شبکه درهم تنیده از اتحادها است.
the abandoned house was full of dusty webs.
خانه متروکه پر از تار های غبارآلود بود.
he tried to unravel the web of conspiracy.
او سعی کرد شبکه توطئه را کشف کند.
the social media web connects people worldwide.
شبکه رسانه های اجتماعی افراد را در سراسر جهان به هم متصل می کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید