well-paid job
وظیفهای با حقوق بالا
well-paid position
موقعیتی با حقوق بالا
being well-paid
دارا بودن حقوق بالا
highly well-paid
بسیار به خوبی پرداخت شده
well-paid staff
کارکنان با حقوق بالا
well-paid roles
نقشهایی با حقوق بالا
was well-paid
در گذشته به خوبی پرداخت میشد
become well-paid
به دارا بودن حقوق بالا تبدیل شد
well-paid consultant
مجری با حقوق بالا
seem well-paid
به نظر میرسد که به خوبی پرداخت میشود
she secured a well-paid position in a tech company.
او یک پست پردرآمد در یک شرکت فناوری به دست آورد.
he's looking for a well-paid job overseas.
او در حال جستجوی یک شغل پردرآمد در خارج از کشور است.
the well-paid consultant advised the board of directors.
مجرم پردرآمد به هیئت مدیره مشورت داد.
many students aspire to a well-paid career in finance.
بسیاری از دانشجویان به یک کار پردرآمد در حوزه مالی امیدوارند.
it's possible to earn a well-paid living as a freelance writer.
میتوان به عنوان یک نویسنده آزاد زندگی پردرآمدی کسب کرد.
the company offered a well-paid internship program.
شرکت یک برنامه کارآموزی پردرآمد ارائه داد.
he left his previous job for a better, well-paid opportunity.
او از شغل قبلی خود برای یک فرصت بهتر و پردرآمدتر کنار گذاشت.
a well-paid lawyer is often in high demand.
یک وکیل پردرآمد معمولاً در خواستهی بالایی دارد.
she found a well-paid role in marketing after graduation.
او پس از فارغ التحصیل شدن، یک نقش پردرآمد در بازاریابی پیدا کرد.
the well-paid software engineer enjoyed a comfortable lifestyle.
مهندس نرمافزار پردرآمد یک سبک زندگی راحت را به دست آورد.
he negotiated a well-paid contract with the client.
او با مشتری یک قرارداد پردرآمد مذاکره کرد.
well-paid job
وظیفهای با حقوق بالا
well-paid position
موقعیتی با حقوق بالا
being well-paid
دارا بودن حقوق بالا
highly well-paid
بسیار به خوبی پرداخت شده
well-paid staff
کارکنان با حقوق بالا
well-paid roles
نقشهایی با حقوق بالا
was well-paid
در گذشته به خوبی پرداخت میشد
become well-paid
به دارا بودن حقوق بالا تبدیل شد
well-paid consultant
مجری با حقوق بالا
seem well-paid
به نظر میرسد که به خوبی پرداخت میشود
she secured a well-paid position in a tech company.
او یک پست پردرآمد در یک شرکت فناوری به دست آورد.
he's looking for a well-paid job overseas.
او در حال جستجوی یک شغل پردرآمد در خارج از کشور است.
the well-paid consultant advised the board of directors.
مجرم پردرآمد به هیئت مدیره مشورت داد.
many students aspire to a well-paid career in finance.
بسیاری از دانشجویان به یک کار پردرآمد در حوزه مالی امیدوارند.
it's possible to earn a well-paid living as a freelance writer.
میتوان به عنوان یک نویسنده آزاد زندگی پردرآمدی کسب کرد.
the company offered a well-paid internship program.
شرکت یک برنامه کارآموزی پردرآمد ارائه داد.
he left his previous job for a better, well-paid opportunity.
او از شغل قبلی خود برای یک فرصت بهتر و پردرآمدتر کنار گذاشت.
a well-paid lawyer is often in high demand.
یک وکیل پردرآمد معمولاً در خواستهی بالایی دارد.
she found a well-paid role in marketing after graduation.
او پس از فارغ التحصیل شدن، یک نقش پردرآمد در بازاریابی پیدا کرد.
the well-paid software engineer enjoyed a comfortable lifestyle.
مهندس نرمافزار پردرآمد یک سبک زندگی راحت را به دست آورد.
he negotiated a well-paid contract with the client.
او با مشتری یک قرارداد پردرآمد مذاکره کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید