weltered in chaos
در هرج و مرج غوطه ور شد
weltered with emotion
با احساسات دست و پنجه نرم کرد
weltered in pain
در رنج غوطه ور شد
weltered in sweat
در عرق غوطه ور شد
weltered in sorrow
در غم غوطه ور شد
weltered with guilt
با احساس گناه دست و پنجه نرم کرد
weltered in confusion
در سردرگمی غوطه ور شد
weltered in despair
در ناامیدی غوطه ور شد
weltered in joy
در شادی غوطه ور شد
weltered in darkness
در تاریکی غوطه ور شد
after the accident, he weltered in pain on the ground.
پس از حادثه، او در حالی که درد میکشید روی زمین به وضوح به جلو و عقب رفت.
the children weltered in the mud after the rain.
بچه ها بعد از باران در گل به وضوح به جلو و عقب رفتند.
she weltered in her thoughts, unsure of what to do next.
او در افکار خود به وضوح به جلو و عقب رفت، مطمئن نبود که بعد چه کار کند.
the dog weltered in excitement when it saw its owner.
وقتی صاحبش را دید، سگ با هیجان به وضوح به جلو و عقب رفت.
he weltered in confusion after hearing the unexpected news.
بعد از شنیدن خبر غیرمنتظره، او در سردرگمی به وضوح به جلو و عقب رفت.
they weltered in the heat of the summer sun.
آنها در گرماي آفتاب تابستان به وضوح به جلو و عقب رفتند.
the athlete weltered in sweat after the intense workout.
بعد از تمرین شدید، ورزشکار در عرق به وضوح به جلو و عقب رفت.
she weltered in her emotions during the heartfelt movie.
او در طول فیلم دلنشین، در احساسات خود به وضوح به جلو و عقب رفت.
he weltered in regret after making the wrong decision.
بعد از گرفتن تصمیم اشتباه، او در حسرت به وضوح به جلو و عقب رفت.
the fish weltered in the shallow water, struggling to breathe.
ماهی در آب کمعمق به وضوح به جلو و عقب رفت، در تلاش برای نفس کشیدن.
weltered in chaos
در هرج و مرج غوطه ور شد
weltered with emotion
با احساسات دست و پنجه نرم کرد
weltered in pain
در رنج غوطه ور شد
weltered in sweat
در عرق غوطه ور شد
weltered in sorrow
در غم غوطه ور شد
weltered with guilt
با احساس گناه دست و پنجه نرم کرد
weltered in confusion
در سردرگمی غوطه ور شد
weltered in despair
در ناامیدی غوطه ور شد
weltered in joy
در شادی غوطه ور شد
weltered in darkness
در تاریکی غوطه ور شد
after the accident, he weltered in pain on the ground.
پس از حادثه، او در حالی که درد میکشید روی زمین به وضوح به جلو و عقب رفت.
the children weltered in the mud after the rain.
بچه ها بعد از باران در گل به وضوح به جلو و عقب رفتند.
she weltered in her thoughts, unsure of what to do next.
او در افکار خود به وضوح به جلو و عقب رفت، مطمئن نبود که بعد چه کار کند.
the dog weltered in excitement when it saw its owner.
وقتی صاحبش را دید، سگ با هیجان به وضوح به جلو و عقب رفت.
he weltered in confusion after hearing the unexpected news.
بعد از شنیدن خبر غیرمنتظره، او در سردرگمی به وضوح به جلو و عقب رفت.
they weltered in the heat of the summer sun.
آنها در گرماي آفتاب تابستان به وضوح به جلو و عقب رفتند.
the athlete weltered in sweat after the intense workout.
بعد از تمرین شدید، ورزشکار در عرق به وضوح به جلو و عقب رفت.
she weltered in her emotions during the heartfelt movie.
او در طول فیلم دلنشین، در احساسات خود به وضوح به جلو و عقب رفت.
he weltered in regret after making the wrong decision.
بعد از گرفتن تصمیم اشتباه، او در حسرت به وضوح به جلو و عقب رفت.
the fish weltered in the shallow water, struggling to breathe.
ماهی در آب کمعمق به وضوح به جلو و عقب رفت، در تلاش برای نفس کشیدن.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید