weltered

[ایالات متحده]/ˈwɛltəd/
[بریتانیا]/ˈwɛltərd/

ترجمه

v. غلتیدن یا چرخیدن; خیساندن یا اشباع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

weltered in chaos

در هرج و مرج غوطه ور شد

weltered with emotion

با احساسات دست و پنجه نرم کرد

weltered in pain

در رنج غوطه ور شد

weltered in sweat

در عرق غوطه ور شد

weltered in sorrow

در غم غوطه ور شد

weltered with guilt

با احساس گناه دست و پنجه نرم کرد

weltered in confusion

در سردرگمی غوطه ور شد

weltered in despair

در ناامیدی غوطه ور شد

weltered in joy

در شادی غوطه ور شد

weltered in darkness

در تاریکی غوطه ور شد

جملات نمونه

after the accident, he weltered in pain on the ground.

پس از حادثه، او در حالی که درد می‌کشید روی زمین به وضوح به جلو و عقب رفت.

the children weltered in the mud after the rain.

بچه ها بعد از باران در گل به وضوح به جلو و عقب رفتند.

she weltered in her thoughts, unsure of what to do next.

او در افکار خود به وضوح به جلو و عقب رفت، مطمئن نبود که بعد چه کار کند.

the dog weltered in excitement when it saw its owner.

وقتی صاحبش را دید، سگ با هیجان به وضوح به جلو و عقب رفت.

he weltered in confusion after hearing the unexpected news.

بعد از شنیدن خبر غیرمنتظره، او در سردرگمی به وضوح به جلو و عقب رفت.

they weltered in the heat of the summer sun.

آنها در گرماي آفتاب تابستان به وضوح به جلو و عقب رفتند.

the athlete weltered in sweat after the intense workout.

بعد از تمرین شدید، ورزشکار در عرق به وضوح به جلو و عقب رفت.

she weltered in her emotions during the heartfelt movie.

او در طول فیلم دلنشین، در احساسات خود به وضوح به جلو و عقب رفت.

he weltered in regret after making the wrong decision.

بعد از گرفتن تصمیم اشتباه، او در حسرت به وضوح به جلو و عقب رفت.

the fish weltered in the shallow water, struggling to breathe.

ماهی در آب کم‌عمق به وضوح به جلو و عقب رفت، در تلاش برای نفس کشیدن.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید