| جمع | wenders |
the driver had to wender quickly to avoid the obstacle.
راننده باید به سرعت جهتگیری کند تا از مانع جلوگیری کند.
she wender back to her old habits after the stressful period.
پس از دورهای استرسآور، او دوباره به عادتهای قدیمی خود بازگشت.
the conversation wender to a more serious topic unexpectedly.
گفتوگو به یک موضوع جدیتر به طور ناگهانی جهتگیری کرد.
he wender around to see who was calling his name.
او به سویی دیگر جهتگیری کرد تا ببیند که چه کسی نام او را فراخواند.
the wind wender direction during the storm.
باد در طول باران جهتگیری کرد.
we need to wender our attention to the more important issues.
ما باید توجه خود را به مسائل مهمتر جهتگیری کنیم.
the company decided to wender over a new leaf and reform.
شرکت تصمیم گرفت که به یک برگ جدید جهتگیری کرده و اصلاحاتی انجام دهد.
she wender away from the controversial topic.
او از موضوع مورد بحث دوری کرد.
the weather wender suddenly from sunny to rainy.
آبوهوایی به طور ناگهانی از آفتابی به بارانی جهتگیری کرد.
he made a complete wender in his attitude after the incident.
پس از این حادثه، او تغییر کاملی در نگرش خود ایجاد کرد.
the discussion wender towards the budget concerns.
بحث به نگرانیهای مربوط به بودجه جهتگیری کرد.
they wender back to the original plan after the failure.
پس از شکست، آنها دوباره به برنامه اصلی بازگشتند.
the kaleidoscope wender as she shook it gently.
وقتی او آن را به آرامی لرزاند، کالئیدوسکوپ جهتگیری کرد.
the driver had to wender quickly to avoid the obstacle.
راننده باید به سرعت جهتگیری کند تا از مانع جلوگیری کند.
she wender back to her old habits after the stressful period.
پس از دورهای استرسآور، او دوباره به عادتهای قدیمی خود بازگشت.
the conversation wender to a more serious topic unexpectedly.
گفتوگو به یک موضوع جدیتر به طور ناگهانی جهتگیری کرد.
he wender around to see who was calling his name.
او به سویی دیگر جهتگیری کرد تا ببیند که چه کسی نام او را فراخواند.
the wind wender direction during the storm.
باد در طول باران جهتگیری کرد.
we need to wender our attention to the more important issues.
ما باید توجه خود را به مسائل مهمتر جهتگیری کنیم.
the company decided to wender over a new leaf and reform.
شرکت تصمیم گرفت که به یک برگ جدید جهتگیری کرده و اصلاحاتی انجام دهد.
she wender away from the controversial topic.
او از موضوع مورد بحث دوری کرد.
the weather wender suddenly from sunny to rainy.
آبوهوایی به طور ناگهانی از آفتابی به بارانی جهتگیری کرد.
he made a complete wender in his attitude after the incident.
پس از این حادثه، او تغییر کاملی در نگرش خود ایجاد کرد.
the discussion wender towards the budget concerns.
بحث به نگرانیهای مربوط به بودجه جهتگیری کرد.
they wender back to the original plan after the failure.
پس از شکست، آنها دوباره به برنامه اصلی بازگشتند.
the kaleidoscope wender as she shook it gently.
وقتی او آن را به آرامی لرزاند، کالئیدوسکوپ جهتگیری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید