whams loudly
به شدت کوبیده میشود
whams down
به پایین کوبیده میشود
whams away
دور کوبیده میشود
whams together
در کنار هم کوبیده میشوند
whams at
به سمت کوبیده میشود
whams past
از کنار کوبیده میشود
whams into
وارد کوبیده میشود
whams across
از روی کوبیده میشود
whams on
روی کوبیده میشود
whams up
به بالا کوبیده میشود
the door whams shut behind him.
در پشت سر او با شدت بسته میشود.
she whams the ball across the court.
او توپ را با شدت در عرض زمین میفرستد.
he whams the table with his fist in frustration.
او با مشت و ناامیدی روی میز میکوبد.
the car whams into the wall at high speed.
ماشین با سرعت زیاد به دیوار برخورد میکند.
thunder whams overhead, startling everyone.
رعد و برق از بالای سر میکوبد و باعث حیرت همه میشود.
she whams her laptop shut after the meeting.
او لپتاپ خود را پس از جلسه با شدت میبندد.
the wind whams against the windows during the storm.
در طول طوفان، باد به شدت به پنجرهها برخورد میکند.
he whams the brakes to avoid the accident.
او برای جلوگیری از تصادف ترمز میکند.
the fireworks wham in the night sky.
آتشبازیها در آسمان شب منفجر میشوند.
the kids wham their toys together, making a loud noise.
کودکان اسباببازیهای خود را به هم میکوبند و صدای بلندی ایجاد میکنند.
whams loudly
به شدت کوبیده میشود
whams down
به پایین کوبیده میشود
whams away
دور کوبیده میشود
whams together
در کنار هم کوبیده میشوند
whams at
به سمت کوبیده میشود
whams past
از کنار کوبیده میشود
whams into
وارد کوبیده میشود
whams across
از روی کوبیده میشود
whams on
روی کوبیده میشود
whams up
به بالا کوبیده میشود
the door whams shut behind him.
در پشت سر او با شدت بسته میشود.
she whams the ball across the court.
او توپ را با شدت در عرض زمین میفرستد.
he whams the table with his fist in frustration.
او با مشت و ناامیدی روی میز میکوبد.
the car whams into the wall at high speed.
ماشین با سرعت زیاد به دیوار برخورد میکند.
thunder whams overhead, startling everyone.
رعد و برق از بالای سر میکوبد و باعث حیرت همه میشود.
she whams her laptop shut after the meeting.
او لپتاپ خود را پس از جلسه با شدت میبندد.
the wind whams against the windows during the storm.
در طول طوفان، باد به شدت به پنجرهها برخورد میکند.
he whams the brakes to avoid the accident.
او برای جلوگیری از تصادف ترمز میکند.
the fireworks wham in the night sky.
آتشبازیها در آسمان شب منفجر میشوند.
the kids wham their toys together, making a loud noise.
کودکان اسباببازیهای خود را به هم میکوبند و صدای بلندی ایجاد میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید