| جمع | wheatfields |
walking through wheatfield
پیاده روی در میدان گندم
golden wheatfields
میدانهای گندم طلایی
wheatfield painting
نقاشی میدان گندم
across the wheatfield
از طریق میدان گندم
endless wheatfields
میدانهای گندم بیپایان
wheatfield under sky
میدان گندم زیر آسمان
in the wheatfield
در میدان گندم
wheatfield stretch
میدان گندم گسترده
rippling wheatfield
میدان گندم لرزان
vast wheatfield
میدان گندم وسیع
the golden wheatfield stretched as far as the eye could see.
چمن زرد غلات تا جایی که چشم میدید گسترده بود.
we walked through the vast wheatfield, feeling the summer breeze.
ما از طریق چمن زرد غلات گسترده عبور کردیم و باد تابستان را احساس میکردیم.
the rolling wheatfield swayed gently in the evening wind.
چمن زرد غلات موجزده در باد شب به آرامی لرزید.
a lone bird flew over the wheatfield at sunset.
یک پرندگان تنها در زمان غروب خورشید از روی چمن زرد غلات پرواز کرد.
the ripe wheatfield glowed golden under the morning sun.
چمن زرد غلات رسیده در زیر خورشید صبحی نورانی میدرخشید.
an endless wheatfield appeared before us as we climbed the hill.
یک چمن زرد غلات بیپایان در مقابل ما ظاهر شد وقتی ما روی کوه بالا میرفتیم.
the wheatfield painted a beautiful picture against the blue sky.
چمن زرد غلات یک تصویر زیبایی در مقابل آسمان آبی نقاشی میکرد.
waves of wind rippled through the golden wheatfield.
موجهای باد از طریق چمن زرد غلات میگذشتند.
farmers have been working in the wheatfield since dawn.
کشاورزان از زمان طلوع خورشید در چمن زرد غلات کار میکنند.
the sweet fragrance of wheat filled the air over the field.
بوی شیرین غلات هوا را در بالای زمین پر کرد.
children were playing hide-and-seek among the tall wheatfield.
کودکان در میان چمن زرد غلات بلند با بازی گم شده بازی میکردند.
the autumn wheatfield looked like a sea of gold.
چمن زرد غلات پاییزی مانند یک دریا از طلا به نظر میرسید.
walking through wheatfield
پیاده روی در میدان گندم
golden wheatfields
میدانهای گندم طلایی
wheatfield painting
نقاشی میدان گندم
across the wheatfield
از طریق میدان گندم
endless wheatfields
میدانهای گندم بیپایان
wheatfield under sky
میدان گندم زیر آسمان
in the wheatfield
در میدان گندم
wheatfield stretch
میدان گندم گسترده
rippling wheatfield
میدان گندم لرزان
vast wheatfield
میدان گندم وسیع
the golden wheatfield stretched as far as the eye could see.
چمن زرد غلات تا جایی که چشم میدید گسترده بود.
we walked through the vast wheatfield, feeling the summer breeze.
ما از طریق چمن زرد غلات گسترده عبور کردیم و باد تابستان را احساس میکردیم.
the rolling wheatfield swayed gently in the evening wind.
چمن زرد غلات موجزده در باد شب به آرامی لرزید.
a lone bird flew over the wheatfield at sunset.
یک پرندگان تنها در زمان غروب خورشید از روی چمن زرد غلات پرواز کرد.
the ripe wheatfield glowed golden under the morning sun.
چمن زرد غلات رسیده در زیر خورشید صبحی نورانی میدرخشید.
an endless wheatfield appeared before us as we climbed the hill.
یک چمن زرد غلات بیپایان در مقابل ما ظاهر شد وقتی ما روی کوه بالا میرفتیم.
the wheatfield painted a beautiful picture against the blue sky.
چمن زرد غلات یک تصویر زیبایی در مقابل آسمان آبی نقاشی میکرد.
waves of wind rippled through the golden wheatfield.
موجهای باد از طریق چمن زرد غلات میگذشتند.
farmers have been working in the wheatfield since dawn.
کشاورزان از زمان طلوع خورشید در چمن زرد غلات کار میکنند.
the sweet fragrance of wheat filled the air over the field.
بوی شیرین غلات هوا را در بالای زمین پر کرد.
children were playing hide-and-seek among the tall wheatfield.
کودکان در میان چمن زرد غلات بلند با بازی گم شده بازی میکردند.
the autumn wheatfield looked like a sea of gold.
چمن زرد غلات پاییزی مانند یک دریا از طلا به نظر میرسید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید