whipsaws

[ایالات متحده]/wɪpˈsɔːz/
[بریتانیا]/wɪpˈsɔːz/

ترجمه

v. با اره دو نفره بریدن یا دو برابر ضرر کردن؛ بهره‌برداری از یک طرف علیه طرف دیگر

عبارات و ترکیب‌ها

whipsaws and losses

نوسانات و زیان‌ها

whipsaws in trading

نوسانات در معاملات

whipsaws of market

نوسانات بازار

whipsaws in prices

نوسانات قیمت‌ها

whipsaws during volatility

نوسانات در زمان نوسانات شدید

whipsaws in strategy

نوسانات در استراتژی

whipsaws affect trades

نوسانات بر معاملات تأثیر می‌گذارد

whipsaws create confusion

نوسانات باعث سردرگمی می‌شود

whipsaws cause stress

نوسانات باعث استرس می‌شود

whipsaws disrupt plans

نوسانات برنامه‌ها را مختل می‌کند

جملات نمونه

the market whipsaws between gains and losses.

بازار بین سود و زیان نوسان می‌کند.

investors often get whipsawed by sudden price changes.

سرمایه‌گذاران اغلب تحت تأثیر تغییرات ناگهانی قیمت قرار می‌گیرند.

the stock whipsawed, leaving traders confused.

سهام دچار نوسان شد و معامله‌گران را سردرگم کرد.

whipsawing markets can be challenging for new traders.

بازارهای پرنوسان می‌توانند برای معامله‌گران جدید چالش‌برانگیز باشند.

she felt whipsawed by the conflicting advice from experts.

او احساس می‌کرد که با مشورت متناقض از سوی متخصصان دچار سردرگمی شده است.

the economy whipsawed, causing uncertainty among businesses.

اقتصاد دچار نوسان شد و باعث عدم اطمینان در میان کسب و کارها شد.

his emotions were whipsawed by the unexpected news.

احساسات او با خبر غیرمنتظره دچار نوسان شد.

traders need to be cautious in whipsaw markets.

معامله‌گران باید در بازارهای پرنوسان محتاط باشند.

the team's performance whipsawed throughout the season.

عملکرد تیم در طول فصل دچار نوسان شد.

whipsaw patterns can indicate market reversals.

الگوهای نوسانی می‌توانند نشان‌دهنده تغییر جهت بازار باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید