whipsaws and losses
نوسانات و زیانها
whipsaws in trading
نوسانات در معاملات
whipsaws of market
نوسانات بازار
whipsaws in prices
نوسانات قیمتها
whipsaws during volatility
نوسانات در زمان نوسانات شدید
whipsaws in strategy
نوسانات در استراتژی
whipsaws affect trades
نوسانات بر معاملات تأثیر میگذارد
whipsaws create confusion
نوسانات باعث سردرگمی میشود
whipsaws cause stress
نوسانات باعث استرس میشود
whipsaws disrupt plans
نوسانات برنامهها را مختل میکند
the market whipsaws between gains and losses.
بازار بین سود و زیان نوسان میکند.
investors often get whipsawed by sudden price changes.
سرمایهگذاران اغلب تحت تأثیر تغییرات ناگهانی قیمت قرار میگیرند.
the stock whipsawed, leaving traders confused.
سهام دچار نوسان شد و معاملهگران را سردرگم کرد.
whipsawing markets can be challenging for new traders.
بازارهای پرنوسان میتوانند برای معاملهگران جدید چالشبرانگیز باشند.
she felt whipsawed by the conflicting advice from experts.
او احساس میکرد که با مشورت متناقض از سوی متخصصان دچار سردرگمی شده است.
the economy whipsawed, causing uncertainty among businesses.
اقتصاد دچار نوسان شد و باعث عدم اطمینان در میان کسب و کارها شد.
his emotions were whipsawed by the unexpected news.
احساسات او با خبر غیرمنتظره دچار نوسان شد.
traders need to be cautious in whipsaw markets.
معاملهگران باید در بازارهای پرنوسان محتاط باشند.
the team's performance whipsawed throughout the season.
عملکرد تیم در طول فصل دچار نوسان شد.
whipsaw patterns can indicate market reversals.
الگوهای نوسانی میتوانند نشاندهنده تغییر جهت بازار باشند.
whipsaws and losses
نوسانات و زیانها
whipsaws in trading
نوسانات در معاملات
whipsaws of market
نوسانات بازار
whipsaws in prices
نوسانات قیمتها
whipsaws during volatility
نوسانات در زمان نوسانات شدید
whipsaws in strategy
نوسانات در استراتژی
whipsaws affect trades
نوسانات بر معاملات تأثیر میگذارد
whipsaws create confusion
نوسانات باعث سردرگمی میشود
whipsaws cause stress
نوسانات باعث استرس میشود
whipsaws disrupt plans
نوسانات برنامهها را مختل میکند
the market whipsaws between gains and losses.
بازار بین سود و زیان نوسان میکند.
investors often get whipsawed by sudden price changes.
سرمایهگذاران اغلب تحت تأثیر تغییرات ناگهانی قیمت قرار میگیرند.
the stock whipsawed, leaving traders confused.
سهام دچار نوسان شد و معاملهگران را سردرگم کرد.
whipsawing markets can be challenging for new traders.
بازارهای پرنوسان میتوانند برای معاملهگران جدید چالشبرانگیز باشند.
she felt whipsawed by the conflicting advice from experts.
او احساس میکرد که با مشورت متناقض از سوی متخصصان دچار سردرگمی شده است.
the economy whipsawed, causing uncertainty among businesses.
اقتصاد دچار نوسان شد و باعث عدم اطمینان در میان کسب و کارها شد.
his emotions were whipsawed by the unexpected news.
احساسات او با خبر غیرمنتظره دچار نوسان شد.
traders need to be cautious in whipsaw markets.
معاملهگران باید در بازارهای پرنوسان محتاط باشند.
the team's performance whipsawed throughout the season.
عملکرد تیم در طول فصل دچار نوسان شد.
whipsaw patterns can indicate market reversals.
الگوهای نوسانی میتوانند نشاندهنده تغییر جهت بازار باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید