| جمع | wildcards |
wildcard entry
ورودی wildcard
wildcard search
جستجوی wildcard
wildcard character
حرف wildcard
wildcard match
تطابق wildcard
wildcard token
توکن wildcard
wildcard filter
فیلتر wildcard
wildcard pattern
الگوی wildcard
wildcard rule
قانون wildcard
wildcard usage
نحوه استفاده از wildcard
wildcard option
گزینه wildcard
using a wildcard can simplify your search.
استفاده از یک کاراکتر وایلدکارد میتواند جستجوی شما را سادهتر کند.
wildcards are useful in database queries.
کاراکترهای وایلدکارد در پرس و جوهای پایگاه داده مفید هستند.
she applied a wildcard character to filter results.
او از یک کاراکتر وایلدکارد برای فیلتر کردن نتایج استفاده کرد.
in programming, a wildcard can represent multiple values.
در برنامهنویسی، یک کاراکتر وایلدکارد میتواند چندین مقدار را نشان دهد.
the wildcard symbol is often an asterisk.
نماد وایلدکارد اغلب یک ستاره است.
he used a wildcard to broaden the search criteria.
او از یک کاراکتر وایلدکارد برای گسترش معیارهای جستجو استفاده کرد.
wildcards can help in pattern matching.
کاراکترهای وایلدکارد میتوانند به تطبیق الگو کمک کنند.
many software applications support wildcard searches.
بسیاری از برنامههای کاربردی نرمافزاری از جستجوی با استفاده از وایلدکارد پشتیبانی میکنند.
wildcard entries can enhance flexibility in queries.
ورودیهای وایلدکارد میتوانند انعطافپذیری در پرس و جوها را افزایش دهند.
using wildcards can save time in data retrieval.
استفاده از وایلدکارد میتواند در بازیابی دادهها صرفهجویی کند.
wildcard entry
ورودی wildcard
wildcard search
جستجوی wildcard
wildcard character
حرف wildcard
wildcard match
تطابق wildcard
wildcard token
توکن wildcard
wildcard filter
فیلتر wildcard
wildcard pattern
الگوی wildcard
wildcard rule
قانون wildcard
wildcard usage
نحوه استفاده از wildcard
wildcard option
گزینه wildcard
using a wildcard can simplify your search.
استفاده از یک کاراکتر وایلدکارد میتواند جستجوی شما را سادهتر کند.
wildcards are useful in database queries.
کاراکترهای وایلدکارد در پرس و جوهای پایگاه داده مفید هستند.
she applied a wildcard character to filter results.
او از یک کاراکتر وایلدکارد برای فیلتر کردن نتایج استفاده کرد.
in programming, a wildcard can represent multiple values.
در برنامهنویسی، یک کاراکتر وایلدکارد میتواند چندین مقدار را نشان دهد.
the wildcard symbol is often an asterisk.
نماد وایلدکارد اغلب یک ستاره است.
he used a wildcard to broaden the search criteria.
او از یک کاراکتر وایلدکارد برای گسترش معیارهای جستجو استفاده کرد.
wildcards can help in pattern matching.
کاراکترهای وایلدکارد میتوانند به تطبیق الگو کمک کنند.
many software applications support wildcard searches.
بسیاری از برنامههای کاربردی نرمافزاری از جستجوی با استفاده از وایلدکارد پشتیبانی میکنند.
wildcard entries can enhance flexibility in queries.
ورودیهای وایلدکارد میتوانند انعطافپذیری در پرس و جوها را افزایش دهند.
using wildcards can save time in data retrieval.
استفاده از وایلدکارد میتواند در بازیابی دادهها صرفهجویی کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید