| جمع | williwaws |
williwaw winds
وزش باد ویلیوا
williwaw effect
اثر ویلیوا
williwaw storm
طوفان ویلیوا
williwaw squall
ریزش باد ویلیوا
williwaw gusts
تندباد ویلیوا
williwaw conditions
شرایط ویلیوا
williwaw phenomenon
پدیدهی ویلیوا
williwaw passage
عبور ویلیوا
williwaw warning
هشدار ویلیوا
williwaw current
جریان ویلیوا
the sudden williwaw caught the sailors off guard.
ناگهانی وزش باد شدید، دریانوردان را غافلگیر کرد.
they experienced a fierce williwaw while sailing near the coast.
آنها در حین قایقسواری نزدیک ساحل، با یک وزش باد شدید مواجه شدند.
the williwaw whipped up the waves into a frenzy.
وزش باد شدید، امواج را به یک جنون تبدیل کرد.
after the williwaw passed, the sea was eerily calm.
پس از عبور وزش باد شدید، دریا به طرز عجیبی آرام بود.
he described the williwaw as a terrifying natural phenomenon.
او وزش باد شدید را به عنوان یک پدیده طبیعی ترسناک توصیف کرد.
during the williwaw, visibility dropped to almost zero.
در طول وزش باد شدید، دید به میزان بسیار کمی کاهش یافت.
the crew had to secure everything on deck during the williwaw.
خدمه مجبور شدند در طول وزش باد شدید، همه چیز را روی عرشه محکم کنند.
williwaws can be unpredictable and dangerous for small boats.
وزش بادهای شدید میتوانند برای قایقهای کوچک غیرقابل پیشبینی و خطرناک باشند.
she had never seen a williwaw before her trip to alaska.
او تا قبل از سفرش به آلاسکا، هرگز وزش باد شدید ندیده بود.
the williwaw blew through the valley with tremendous force.
وزش باد شدید با نیروی بسیار زیاد از میان دره عبور کرد.
williwaw winds
وزش باد ویلیوا
williwaw effect
اثر ویلیوا
williwaw storm
طوفان ویلیوا
williwaw squall
ریزش باد ویلیوا
williwaw gusts
تندباد ویلیوا
williwaw conditions
شرایط ویلیوا
williwaw phenomenon
پدیدهی ویلیوا
williwaw passage
عبور ویلیوا
williwaw warning
هشدار ویلیوا
williwaw current
جریان ویلیوا
the sudden williwaw caught the sailors off guard.
ناگهانی وزش باد شدید، دریانوردان را غافلگیر کرد.
they experienced a fierce williwaw while sailing near the coast.
آنها در حین قایقسواری نزدیک ساحل، با یک وزش باد شدید مواجه شدند.
the williwaw whipped up the waves into a frenzy.
وزش باد شدید، امواج را به یک جنون تبدیل کرد.
after the williwaw passed, the sea was eerily calm.
پس از عبور وزش باد شدید، دریا به طرز عجیبی آرام بود.
he described the williwaw as a terrifying natural phenomenon.
او وزش باد شدید را به عنوان یک پدیده طبیعی ترسناک توصیف کرد.
during the williwaw, visibility dropped to almost zero.
در طول وزش باد شدید، دید به میزان بسیار کمی کاهش یافت.
the crew had to secure everything on deck during the williwaw.
خدمه مجبور شدند در طول وزش باد شدید، همه چیز را روی عرشه محکم کنند.
williwaws can be unpredictable and dangerous for small boats.
وزش بادهای شدید میتوانند برای قایقهای کوچک غیرقابل پیشبینی و خطرناک باشند.
she had never seen a williwaw before her trip to alaska.
او تا قبل از سفرش به آلاسکا، هرگز وزش باد شدید ندیده بود.
the williwaw blew through the valley with tremendous force.
وزش باد شدید با نیروی بسیار زیاد از میان دره عبور کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید