williwaw

[ایالات متحده]/ˈwɪlɪwɔː/
[بریتانیا]/ˈwɪlɪˌwɔ/

ترجمه

n. یک باد ناگهانی و خشن از سواحل کوهستانی
Word Forms
جمعwilliwaws

عبارات و ترکیب‌ها

williwaw winds

وزش باد ویلی‌وا

williwaw effect

اثر ویلی‌وا

williwaw storm

طوفان ویلی‌وا

williwaw squall

ریزش باد ویلی‌وا

williwaw gusts

تندباد ویلی‌وا

williwaw conditions

شرایط ویلی‌وا

williwaw phenomenon

پدیده‌ی ویلی‌وا

williwaw passage

عبور ویلی‌وا

williwaw warning

هشدار ویلی‌وا

williwaw current

جریان ویلی‌وا

جملات نمونه

the sudden williwaw caught the sailors off guard.

ناگهانی وزش باد شدید، دریانوردان را غافلگیر کرد.

they experienced a fierce williwaw while sailing near the coast.

آنها در حین قایق‌سواری نزدیک ساحل، با یک وزش باد شدید مواجه شدند.

the williwaw whipped up the waves into a frenzy.

وزش باد شدید، امواج را به یک جنون تبدیل کرد.

after the williwaw passed, the sea was eerily calm.

پس از عبور وزش باد شدید، دریا به طرز عجیبی آرام بود.

he described the williwaw as a terrifying natural phenomenon.

او وزش باد شدید را به عنوان یک پدیده طبیعی ترسناک توصیف کرد.

during the williwaw, visibility dropped to almost zero.

در طول وزش باد شدید، دید به میزان بسیار کمی کاهش یافت.

the crew had to secure everything on deck during the williwaw.

خدمه مجبور شدند در طول وزش باد شدید، همه چیز را روی عرشه محکم کنند.

williwaws can be unpredictable and dangerous for small boats.

وزش بادهای شدید می‌توانند برای قایق‌های کوچک غیرقابل پیش‌بینی و خطرناک باشند.

she had never seen a williwaw before her trip to alaska.

او تا قبل از سفرش به آلاسکا، هرگز وزش باد شدید ندیده بود.

the williwaw blew through the valley with tremendous force.

وزش باد شدید با نیروی بسیار زیاد از میان دره عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید